قطعا برای مصرف کنندگان قرص های ترکیبی پیشگیری از بارداری سوال پیش خواهد آمد که از بین انواع مختلف محصولات این قرص ها اعم از قرصLD، قرص HD، قرص های تری فازیک،قرص های یاز، یاسمین،دیان،روکین، دروسپیل، مارولون، کنتراسمین و… کدامیک برای آنها مناسب تر خواهر بود. اکثر این قرص ها در نوع استروژن و پروژسترون یا دوز استروژن و پروژسترون به کار رفته در آنها باهم متفاوت هستند.
از بین همه ی قرص های بالا مصرف LD، یاسمین و تری فازیک از بقیه قرص ها شایعتر هستند لذا ما ضمن توضیح نسبی این قرص ها، آنها رو با یکدیگر مقایسه میکنیم.
قرص ال دی (LD)
نحوه مصرف قرص: هر بسته حاوی ۲۱ قرص است که باید اولین قرص از روز سوم تا پنجم پریودی شروع شود. در صورت اتمام یا ادامه خونریزی مصرف قرص را شروع کنید. ۲۱ عدد را مصرف کرده و ۷ روز قرص نخورید و بدون توجه به شروع خونریزی، بسته دوم را از روز هشتم شروع کنید.
قرص یاسمین
قرص یاسمین بصورت قرص ۲۸ تایی شامل ۲۸ قرص فعال + ۷ قرص بی اثر می باشد و هم چنین بسته بندی ۲۱ عددی نیز دارد.
نحوه مصرف:xa0روزی یك عدد شروع از روز اول تا ۲۱ روز ۷ قرص غیر فعال درادامه مصرف می شودكه رنگ متفاوت دارد مصرف این قرصها درپیشگیری ازبارداری كمكی نمی كند اما به جایگزینی استروژن كمك میكند.
قرص تری فازیک
دوز هورمون های این قرص ها با توجه به کم و زیاد شدن هورمونهای بدن انسان در طول یک چرخه قاعدگی تغییر میکند. قرص بصورت بسته ۲۱ عددی است. روز اول قاعدگی شروع به مصرف می کنید، سپس ۷ روز توقف و بعد شروع مجدد در روز هشتم است. تاثیرات جلوگیری یک هفته بعد از مصرف بروز میکنه ، این یک هفته از روش دیگری استفاده کنید.
مقایسه قرص LD و یاسمین
آخرین تحقیقات انجام شده در ایران نشان دادند که مصرف قرص LD بین خانم های با مدرک دبیرستانی و مصرف قرص یاسمین بین خانمهای با تحصیلات دانشگاهی بیشتر رواج داشته اما پس از آگاهی از عوارض اکثر خانمهای با تحصیلات دانشگاهی تمایل به تعویض روش پیشگیری از بارداری خود نشان داده اند.
همچنین طبق تحقیقات میزان خونریزی قاعدگی پس از 3-6 ماه مصرف یاسمین کمتر از خونریزی قاعدگی پس از مصرف LD بود به عبارتی حجم خونریزی قاعدگی پس از مصرف یاسمین کمتر شده بود اما لکه بینی بین سیکل قاعدگی در مصرف یاسمین به مراتب بیشتر از مصرف LD بود.
در رابطه با عقب افتادن قاعدگی پس از مصرف این قرص ها یاسمین وxa0 LD تفاوت چندانی نشان ندادند.
طول روزهای قاعدگی و فاصله بین دو پریود هم در هر دو قرص تقریبا ثابت است.
قرص های پیشگیری از بارداری ترکیبی
یكي از روش هاي جلوگيري از بارداري، مصرف قرص هاي تركيبي (حاوي استروژن و پروژسترون) است كه به اشکال مختلف مثل قرص LD، تری فازیک، یاز و یازمین و… در سيستم ارایه خدمات تنظيم خانواده ایران موجود مي باشد. این قرص ها باید هر روزه مصرف شوند و پیش از استفاده حتما باید شرایط فرد توسط یک کارشناس بررسی گردد تا عوارض آن به حداقل برسند.
مکانیسم عمل:
این قرص ها از تخمک گذاری زن در حین مصرف پیشگیری میکنند همچنین عبور اسپرم ها را از دهانه رحم دچار مشکل میکنند. به علاوه با تغییر مخاط داخلی رحم از بارداری جلوگیری میکنند.
میزان اثربخشی:
میزان اثر بخشی این قرص ها در صورت مصرف صحیح و به موقع 98% می باشد.
یه نکته خیلیییی مهمتر
مواردی هستن که مصرف قرص ها در اونها به شدت ممنوعه:
مادران شيرده در ۶ ماه اول پس از زایمان، کمتر از سه هفته پس از زایمان در زنان غير شيرده، شک به وجود سرطان پستان، خونریزي هاي رحمي بدون علت مشخص، xa0مصرف سيگار در افراد ٣۵ ساله و بالاتر، بيماري فعال یا مزمن كبدي، سابقه لخته شدن خون در پاها در خود فرد و خانواده درجه یک، برخی بیماری های قلبی، دیابتی که فرد را دچار عوارض شدید کرده است، سابقه سکته مغزی، افزایش چربي هاي خون و…
در ضمن اگر فرد فراموشکاری هستید این قرص ها چندان برای شما مناسب نیست.
مزایای مصرف این قرص ها:
- اثربخشي بالا
- برگشت سریع باروري پس از قطع روش
- نداشتن محدودیت سني در استفاده از روش
- منظم شدن، كاهش درد و خونریزي قاعدگي (كاهش سندرم پيش از قاعدگي) و كاهش كم خوني به دنبال قاعدگي ها
- احتمال كاهش بروز كيست هاي تخمداني
- احتمال كاستن از بروز بيماري هاي خوش خيم پستان
- افزایش تراكم استخوان ها
- كاهش بروز بيماري هاي التهابي لگن(PID)
- كم شدن بروز سرطان هاي رحم و تخمدان
- كاهش بروز حاملگي خارج از رحم(EP)
- احتمال بهبود آرتریت روماتویيد
عوارض شایع و چگونگی برخورد با آن ها:
عارضه هاي شایع معموال در ماه هاي اول مصرف بروز نموده و در عرض ٣-٢ ماه كاهش یافته و یا از بين مي رود. این عارضه ها و چگونگي برخورد با آن ها به شرح زیر است:
١ -افزایش وزن: دلایل افزایش وزن، تجمع مایعات در بدن به دليل اثر پروژسترون، افزایش اشتها و به دنبال آن افزایش مصرف مواد غذایي است. افزایش وزن با ورزش منظم و رژیم غذایي متعادل بهبود مي یابد.
٢-لكه بيني وخونریزي بين قاعدگي ها: معمولا در مدت ٣-٢ماه اول مصرف دیده شده و مي تواند ناشي از فراموشي قرص نيز باشد(در این صورت توصيه به مصرف مرتب قرص و سعي در فراموش نكردن مصرف مرتب آن، اقدام اصلي خواهد بود).
٣-حساسيت پستان ها: با رعایت توصيه هاي بهداشتي مانند استفاده از پستان بندهاي محكم، مسكن هاي معمولي و كمپرس سرد یا گرم رفع مي شود. اگر مشكل ادامه یابد، فرد به ماما، پزشک ودرصورت نياز به متخصص زنان ارجاع خواهد شد.
۴ .سردردهاي خفيف: غالبا با مسكن هاي معمولي برطرف مي شود. سردردهاي شدید و یا سردردهایي كه با فشارخون بالا، علائم عصبي یكطرفه و یا اختالالت بينایي همراه باشد، از علائم هشدار بوده و باید ارجاع فوري به متخصص مربوطه و تغيير روش را به دنبال داشته باشد.
۵ .تهوع: خوردن قرص در هنگام خواب و یا همراه با غذا، خوردن مایعات بيشتر و سبزي و ميوه تازه راهي موثر براي كاهش شدت تهوع هاي خفيف و قابل تحمل خواهد بود.درمان موقت تهوع براي ٣-٢ماه اول با داروهاي ضد تهوع (مثل شبي یک قرص ویتامينB6 ) نيز امكانپذیر است. خوردن قرص در صورت تهوع شدید و غير قابل تحمل ادامه نخواهد یافت.
نحوه ی مصرف و فراموشی قرص ها:
زمان شروع مصرف این قرص ها باید 5 روز ابتدای قاعدگی شما باشد. در صورتی که در زمانی غیر از قاعدگیxa0 تمایل به مصرف این قرص ها داشتید حتما باید یک هفته از یک روش پیشگیری کمکی دیگر مثل کاندوم نیز استفاده نمایید.
قرص در ساعت خاصي از شبانه روز تا پایان بسته ٢١ عددي خورده مي شود. براي پرهيز از فراموشي مصرف قرص، آن را هر روزه در ساعت معيني ميل كنید و یا آن را با یک كار مداوم هر روزه مانند مسواک كردن، نماز خواندن … هماهنگ كنید. مصرف بسته بعدي پس از یک فاصله هفت روزه آغاز خواهد شد.(7 روز استراحت)
در صورت فراموش کردن مصرف قرص ها:
١-درصورت فراموشي خوردن یک قرص و بخاطر آوردن آن پيش از زمان مصرف قرص بعدي، به محض به یاد آوردن قرص فراموش شده، آن قرص خورده شده و خوردن بقيه قرص ها طبق معمول ادامه مي یابد. اگر فراموشي تا زمان خوردن قرص بعدي ادامه پيداكند، باید دو قرص در ساعت معين خورده شود.
٢-چنانچه دو قرص فراموش شود، به محض به خاطر آوردن در دو شب بعد، هرشب دو قرص خورده شده و بقيه قرص ها طبق معمول ادامه یافته و تا یک هفته نيز از كاندوم استفاده مي شود .
٣-در صورت فراموشي سه قرص یا بيشتر درهر زمان از سيكل، خوردن بقيه قرص ها (روزي یک عدد) ادامه یافته و به مدت یک هفته از داشتن رابطه جنسي خودداري و یا از كاندوم استفاده مي شود. مصرف بسته بعدي قرص بدون رعایت فاصله هفت روزه بين بسته ها و بلافاصله در روز بعد از پایان بسته قبلي آغاز خواهد شد. همچنين درصورت داشتن تماس جنسي در این فاصله زماني و عدم استفاده از كاندوم، استفاده از روش پيشگيري اورژانس از بارداري توصيه مي شود.
نکته: اگر شک به حاملگي با مصرف هم زمان قرص وجود داشته باشد ، باید بلافاصله مصرف آن قطع و تا اطمينان یافتن از وضعيت حاملگي ، از كاندوم استفاده شود.
نکته 2: مصرف نامنظم قرص ها باعث لکه بینی در بین سیکل قاعدگی می شود پس مصرف به موقع را جدی بگیرید.
نکته 3: استفراغ به فاصله ٢-١ ساعت بعد از خوردن قرص: یک قرص (از یک بسته دیگر ) خورده شده و مصرف مرتب بقيه قرص هاي بسته اصلي در زمان مقرر ادامه مي یابد.
توجه توجه
عوارض جدي به دنبال مصرف قرص نادر است، ولي اگر هركدام از علامت هاي زیر بروز
كند، مصرف كننده فورا به بيمارستان ارجاع مي شود:
١ .درد شدید در قسمت بالاي شكم،
٢ .درد قفسه سينه و یا تنگي نفس یا سرفه با خلط خوني،
٣ .تورم یا درد شدید در یک پا،
۴ .مشكلات چشمي (از دست دادن یک طرفه قدرت بينایي یا كم شدن ميدان دید)،
۵ .سردرد غير معمول (سردرد شدید و یا ضرباني و یا سردرد در یک طرف سر و سردرد با علایم اوليه مانند: تاري دید یا سفيدشدن قسمتي از دید، دوره هاي از دست دادن قدرت بينایي، احساس سنگيني ، سختي در صحبت كردن)
بلوغ دیررس (Delayed puberty):
نشانه های بلوغ دیررس درxa0دخترانxa0
بلوغ دیررسxa0عبارت است از: فقدان صفات ثانویه جنسی در دختران تا سن ۱۳ سالگی.
ملاحظات تشخیصی علائم بلوغ دیررسxa0مشابهت بسیاری به ملاحظات آمنوره اولیه دارد. بین ۲۵ تا ۴۰ درصد بلوغ دیررس دختران، منشأ تخمدانی دارد و مبتلایان به سندرم ترنر، بخش اعظم بلوغ دیررس در دخترانxa0را تشکیل می دهند. هیپوگنادیسم هیپوگنادوتروپیک عملکردی دارای اتیولوژی های متنوعی مانند بیماری های سیستمیک (شامل بیماری سلیاک و بیماری مزمن کلیوی) و اندروکرینوپاتی هایی نظیر دیابت و هیپوتیروئیدی می باشد. علاوه بر این به نظر می رشد به ویژه دختران، مستعد اثرات زیان بار ناهنجاری های تعادل انرژی ناشی از ورزش، رژیم گرفتن و یا اختلالات غذا خوردن هستند. این شرایط برگشت پذیر روی هم رفته مسئولیت تقریباً ۲۵درصد موارد بلوغ دیررس دخترانxa0را بر عهده دارند.
هیپوگنادیسم هیپوگنادوتروپیک مادرزادی دختران یا پسران می تواند بر اثر جهش هایی در ژن های متعدد مختلف یا ترکیبی از ژن ها ایجاد گردد. مطالعات خانوادگی پیشنهاد کننده این امر هستند که ممکن است ژن های شناسایی شده ای که با بلوغ دیررسxa0همراهی دارند. همچنین منجر به بلوغ دیررس شوند و گزارشات اخیر، مطرح ساخته اند که ممکن است استعداد ژنتیکی به استرس های محیطی نظیر رژیم غذایی و ورزش، مسئول حداقل برخی از موارد آمنوره عملکردی هیپوتالاموسی باشند. اگرچه علل نوروآناتومیک بلوغ دیررس در دختران به میزان قابل توجهی شیوع کمتری نسبت به پسران دارند، رد نمودن این اختلالات درزمینه ی هیپوگنادیسم هیپوگنادوتروپیک، همواره از اهمیت بالایی برخوردار است.
نشانه های بلوغ دیررس در پسران
بلوغ دیررس بدین معنی است که در یک پسر بچه تغییرات فیزیکی و هورمونی که باید با افزایش سن رخ دهد، بموقع و در زمان لازم حادث نمیu200cشود. طبق برخی آمار، ۳ درصد از پسر بچهu200cها گرفتار بلوغ دیررس میu200cشوند و بلوغ دیررس در پسرu200cها خیلی شایعu200cتر از دخترu200cهاست. این نوشتار، بلوغ دیررس در پسران را نشانه رفته. بخوانید.
تاخیر در بلوغ برای پسران، ممکن است چند سال طول بکشد و اگر کودک سرانجام به بلوغ کامل ولی با تاخیر برسد، به آن بلوغ دیررس سرشتی گفته میu200cشود. در پسر بچه مبتلا به بلوغ دیررس، تغییرات جنسی ثانویه اتفاق نمیu200cافتند و به وضوح از همسالان و همکلاسیu200cهای خود عقب میu200cماند.
آقای تانر (Tanner) دانشمندی است که برای ظاهر شدن مرحله به مرحله بلوغ مراحلی را هم برای پسران و هم برای دختران قایل شده است و از آن برای توصیف چگونگی پیشرفت بالینی بلوغ در پسران و دختران استفاده میu200cشود. اولین نشان بلوغ جسمی در پسران، افزایش اندازه بیضهu200cها است و باید حداکثر تا سن ۱۴ سالگی اتفاق بیفتد. در بدن هر مردی یک محور یا آبشار هورمونی وجود دارد که از بالا به پائین از اجزا زیر تشکیل شدهu200cاند:
هیپوتالاموس، هیپوفیز و بیضهu200cها. بیضهu200cها هورمونی به اسم GnRH ترشح میu200cکند، این هورمون به غده هیپوفیز رفته و سبب ترشح دو هورمون LH و FSHمی شود. این دو هورمون از طریق جریان خون به بیضهu200cها رفته و هورمون LH سبب ترشح هورمون تستوسترون توسط بیضهu200cها میu200cشود و هورمون FSH سبب تولید اسپرم توسط بیضهu200cها میu200cگردد. هورمون تستوسترون عامل ایجاد علایم بلوغ در پسر بچهu200cها میu200cباشد. مهمu200cترین اختلال در بلوغ دیررس این است که غده هیپوتالاموس به موقع اقدام به ترشح هورمون GnRH نکرده و در نتیجه بیضهu200cها فعالیت خود را شروع نمیu200cکنند.
جهت راهنمایی والدین و خوانندگان محترم، فرایند بلوغ طبیعی در پسران در پایین شرح داده میu200cشود، هرگونه تغییر در این فرایند ممکن است نشان بلوغ دیررس و یا عدم بلوغ باشد، اگر این مشکل به موقع تشخیص داده شود میu200cتوان با درمان مناسب به بیمار کمک کرد تا بلوغ طبیعی خود را به دست آورد.
• اولین نشان بلوغ بزرگ شدن بیضهu200cها است. آن معمولا ما بین ۱۳-۱۲ سالگی اتفاق افتاده و حداکثر باید تا ۱۴ سالگی اتفاق بیفتد. حجم بیضه در قبل از بلوغ ۲ میلی لیتر است که در شروع بلوغ به ۴ میلی لیتر میu200cرسد.
• رشد آلت تناسلی و کیسه بیضه، یک سال بعد از شروع بزرگ شدن بیضهu200cها اتفاق میu200cافتد.
• نشانهu200cهای تغییر در آلت تناسلی (بزرگ شدن) و کیسه بیضه (تغییر رنگ و ضخیم شدن) و رشد مو در ناحیه زهار ۲-۱ سال پس از شروع بزرگ شدن بیضهu200cها اتفاق میu200cافتند.
• حدود ۵۰ درصد پسر بچهu200cها هنگام بلوغ دچار بزرگ شدن سینهu200cها میu200cشوند.
• علایم بعدی عبارتند از: رشد سریع قد، کلفت شدن صدا، جوش صورت و رویش موی صورت. رشد بدن از دستu200cها و پاu200cها شروع و به تنه ختم میu200cشود. رویش موی صورت آخر از همه اتفاق میu200cافتد.
ما بین پسران و دختران در فرایند بلوغ یک عده تفاوتu200cهایی وجود دارند این تفاوتu200cها عبارتند از:
• بلوغ در دختران ۲-۱ سال زودu200cتر از پسران شروع میu200cشود.
• تکامل بلوغ در دختران در یک مدت زمان کوتاهتری از پسران اتفاق میu200cافتد.
• دختران معمولا ۴ سال پس از شروع تغییرات فیزیکی از نظر رشد قد و باروری کامل میu200cشوند.
• پسران تا ۶ سال پس از شروع علایم فیزیکی بلوغ به رشد خود ادامه میu200cدهند.
• بلوغ در دختران معمولا ما بین ۱۴-۹ سالگی کامل میu200cشود ولی در پسران مابین ۱۷-۱۰ سالگی است.
بلوغ دیررس و غیرطبیعی علل خیلی زیادی دارد باید حداکثر تلاش را کرد تا علت بلوغ غیرطبیعی و یا عدم بلوغ را به موقع تشخیص داد.
- علل بلوغ دیررس را میu200cتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
علل مرکزی (یعنی بیماریu200cهایی که در مغز سبب اختلال در بلوغ میu200cشوند)
• محور یا آبشار هیپوتالاموس – هیپوفیز – بیضهu200cها سالم است
o تاخیر بلوغ سرشتی که سرانجام کودک به بلوغ طبیعی خواهد رسید
o بیماریu200cهای مزمن مثل نارسایی کلیه
o سوتغذیه
o ورزش حرفهu200cای
o محرومیتu200cهای روحی و روانی
o مصرف کورتون
o کم کاری تیروئید
• محور یا آبشار هیپوتالاموس – هیپوفیز – بیضهu200cها بیمار است
o تومورهای مجاور محور فوق
o بیماریهای مادرزادی مثل کم کاری مادرزادی غده هیپوفیز
o جراحی مغز و آسیب به جمجمه مثل تصادف
o بیماریu200cهای که در آن غده هیپوتالاموس هورمون GnRH ترشح نمیu200cکند.
علل محیطی (یعنی بیماریu200cهایی که خود نسج بیضه را گرفتار میu200cکنند)
• آسیب دو طرفه به بیضهu200cها مثل عدم نزول دو طرفه بیضه، فقدان دو طرفه بیضه، عفونت بیضهu200cها مثل عفونت اریونی بیضه
• اختلالات کروموزومی
• شیمی در مانی و پرتودرمانی
• مصرف بعضی از داروu200cها
- تشخیص: جهت تشخیص دقیق اختلال در بلوغ باید پزشک معالج برحسب شرایط بیمار از مجموعهu200cای از موارد زیر استفاده نماید:
• بررسی از نظر بیماریu200cهای مزمن مثل نارسایی کلیه
• بررسی از نظر وجود اختلالات کروموزومی
• تستu200cهای تشخیصی برای پی بردن به عملکرد هیپوتالاموس و هیپوفیز
• تعیین سن استخوانی بیمار
• MRI یا CT اسکن از جمجمه
- درمان
•درمان بلوغ دیررس سرشتی معمولا لازم نیست و اگر نیاز شد بر حسب تشخیص پزشک یک دوره درمان جایگزین با داروهای مناسب انجام میu200cشود.
• اگر نقص در هیپوتالاموس و یا هیپوفیز باشد، باید بیمار به موقع و به مقدار لازم هورمونu200cهای LH و FSH را دریافت نماید.
• اگر نقص در بیضهu200cها است باید بیمار به مقدار مورد نیاز هورمون تستوسترون دریافت کند.
xa0تشخیص و درمان سندروم تخمدان پلی کیستیک
سندرم تخمدان پلی کیستیک باعث افزایش ریسک نازایی، سندرم متابولیک، دیابت نوع II و احتمال بیماری کاردیو واسکولار می شود. بنابراین در خانمی با سابقه هیرسوتیزم، آکنه (جوش)، اختلال عادت ماهانه و چاقی باید این سندرم در نظر گرفته شود.

معیارهای تشخیصی شرح داده شده در زیر عنوان شده است.
1-معیارهای اصلی شامل عدم تخمک گذاری مزمن و هایپرآندروژنیسم (xa0افزایش تستوسترون و DHEA-Sxa0)
2- معیارهای فرعی شامل مقاومت به انسولین، شروع هیرسوتیسم ( پرمویی ) و چاقی در حوالی منارک ( سن شروع اولین قاعدگی)
در امریکا هیرسوتیزم تقریبا در 70 درصد از بیماران مبتلا به PCO رخ می دهد در صورتی که در ژاپنی ها 20- 10 درصد بیماران PCO هیرسوتیسم دارند که می تواند به خاطر تفاوت های ژنتیکی باشد.
اختلال در عملکرد قاعدگی می تواند از الیگومنوریا ( افزایش فواصل قاعدگی )تا آمنوریا (عدم قاعدگی) متغیر باشد. که به عنوان یک قانون بیماران مبتلا به PCO دچار عدم تخمک گذاری هستند حتی در خانم هایی که دارای سیکل های مرتب هستند میزان عدم تخمک گذاری 20 درصد می باشد. حتی گفته می شود که اکنهxa0شدید در سال های نوجوانی می تواند پیش گو کننده PCO در آینده باشد. بیش از نیمی از بیماران PCO چاق هستند که این چاقی خطر دیابت قندی و مشکلات قلبی و عروقی را زیاد می کند.مقاومت به انسولین و افزایش انسولین به طور شایعی در PCO وجود دارد که یک سوم بیماران چاق PCO دچار اختلال تحمل گلوکز و 10- 70 درصد دچار دیابتxa0نوع II می شوند.در PCO اختلال در متابولیزم لیپوپروتئین ها وجود دارد که شامل افزایش در کلسترول، TG و LDL و کاهش HDL می باشد.از دیگر اختلالات در این بیماری، اختلال در فیبرینولیزین است که باعث افزایش شیوع فشارخونxa0می شود که این مورد در حوالی سنین یائسگی به 40 درصد رسیده و شیوع آترواسکلروز و بیماری قلبی عروقی را به 7 درصد می رساند.
از لحاظ پاتولوژی ظاهری اندازه تخمدان ها به 5/2 برابر طبیعی می رسد و دارای کیست های متعددی می شود که عموما قطر کمتر از یک سانتی متر دارند.

اتیولوژی:
علت PCO ناشناخته است ولی می تواند نتیجه ای از فاکتورهای ژنتیکی پیچیده ای باشد که اغلب در شروع بلوغ خود را نشان داده و فاکتورهای inheritable ( ژنتیکی ) و nonheritable ( غیر ژنتیکی ) می تواند باعث بروز فنوتیپ PCO شود.
بیماران PCO با ظاهری نرمال و نمای تخمدان PCO در سونوگرافیxa0Subclincal carrier (حامل ) می باشند
PCO ظاهرا یک inherited Autosomal dominant بوده بیشتر بیماران PCO با تخمدان PCO معمولا یا مادری PCO دارند که asymptomatic است یا دارای پدری با سندرم متابولیک می باشند که نتیجه آن فتوتیپ PCO (هایپرآندروژنیسم یا عدم تخمک گذاری) در دختر می باشد.
تقریبا نیمی از خواهران فرد PCO دارای افزایش تستسترون هستند و تنها نیمی از این خواهران دارای افزایش تستسترونxa0 دارای اختلال در قاعدگی هستند و نیمی دیگر asymptom هستند.
پاتوفیزیولوژی و یافته های آزمایشگاهی هایپرآندروژنیسم و عدم تخمک گذاری در PCO ممکن است در اثر ناهنجاری هایی در چهار بخش که از نظر اندوکرینولوژیک فعال هستند رخ بدهد این بخش ها عبارتند از: تخمدان ها- بافت های چربی- غده فوق کلیه- بخش هیپوتالاموس و هیپوفیز
در بیماران PCO تخمدان ثابت ترین منبع تولید آندروژن است و افزایش غلظت تستوسترون در بیماران تخمدانی دارد.
غده فوق کلیه در پیدایش PCO نیز نقش دارد میزان DHEA-S در 50 درصد بیماران PCO افزایش می یابد و بخش محیطی که شامل پوست و چربی می باشد دخالت خود را در PCO به طرق زیر نشان می دهد.
1- وجود یا فقدان فعالیت آنزیم ردوکتاز در پوست بروز یا عدم بروز هیرسوتیزم را تعیین می کند.
2- افزایش فعالیت آنزیم آروماتاز در سلول های چربی باعث افزایش وزن بدن می شود.
3- کاهش متابولسیم استروژن ها
بخش هیپوتالاموس- هیپوفیز در پیدایش PCO می تواند باعث افزایش LH شده و همین طور افزایش نسبت LH/FSH و این باعث افزایش مزمن غلظت استروژن در بدن می شود در 25 موارد نیز در بیماران افزایش پرولاکتین را داریم.
از نظر بالینی این نکته اهمیت دارد که بیماران PCO در اوایل زندگی خود در معرض خطر زیادی برای ابتلا به عدم تحمل گلوکز یا دیابتxa0شیرین قرار دارند بنابراین غربال کردن منظم زنان چاق مبتلا به PCO از نظر عدم تحمل به گلوکز به دفعات 2-1 بار در سال پیشنهاد می شود و متابولیزم غیرطبیعی گلوکز با کاهش وزنxa0بهبود می یابد. و ممکن است هایپرآندروژنیسم کاهش یابد و عملکرد تخمدان را حفظ کند.
مقایسه تخمدان طبیعی و تخمدان پلی کیستیک
تشخیص:
مطالعات رادیولوژیک: روش سونوگرافیxa0روش مفیدی برای تشخیص زودرس و پیگیری PCO است که افزایش سایز تخمدان و مهمترین یافته میکروکیست های 8/0-5 درصد سانتی متر در هر تخمدان است هر چه کیست ها بیشتر باشد حجم تخمدان بیشتر و اختلالات اندوکرین و بالینی آشکارتر می شود.

خطرهای طولانی مدت
افرادی که دچار عدم تخمک گذاری مزمن هستند افزایش پایدار استروژن که توسط پروژسترون مقابله نمی شود خطر کارسینوم را افزایش می دهد. که این ضایعات معمولا تمایز خوبی دارند و میزان درمان 90 درصد است.
بالا بودن استروژن خطر کانسر پستان را زیاد می کند در زنان چاق و بیمارانی که OCP مصرف نمی کنند این خطر بیشتر است و همین طور خطر سرطان تخمدان 3- 2 برابر در PCO است و این هم در خانم هایی غیرچاق و آنهایی که OCP مصرف نمی کنند خطر بیشتر است.
درمان
درمان بستگی به بیمار دارد. بعضی ها نیاز به OCP دارند در حالی که سایر بیماران از القای تخمک گذاری سود می برند درمان پایدار هایپرآندروژنیسم و هیرسوتیزم را می توان همزمان انجام داد. با این حال در بیمارانی که تمایل به بارداریxa0دارند کنترل هیرسوتیزم ممکن است امکان پذیر نباشد.
1- کاهش وزن :
در بیماران چاق اولین توصیه است به طوری کهکاهش وزنxa0در طی دوره 6 ماهه به طور چشمگیری سبب کاهش تستوسترون می شود. و در 75 درصد خانم ها سبب از سر گرفته شدن تخمک گذاری می شود.
2- قرص های کنتراسپتیو (OCP):
این قرص ها از تولید استروئید در تخمدان و غده فوق کلیه می کاهند و در دو سوم بیماران هیرسوتیزم را کاهش می دهد امروزه انواعی از قرص های جلوگیری از حاملگی که حاوی پروژستین های جدید هستند مثل (دژوسترون و دروسپیرونون) فعالیت آندروژن ها را به حداقل می رسانند.
استفاده از کنتراسپتیو به تنهایی در درمان هیرسوتیزم در زنان مبتلا به PCO ممکن است غیرموثر باشد (کمتر از 10درصد) در این بیماران مقاومت به انسولین نیز به علت استفاده از این داروها تشدید می شود.
3- دپومدروکسی پروژسترون و یا مدروکسی پروژسترون استات :
به طور موفقیت آمیزی برای درمان هیرسوتیزم مورد استفاده قرار می گیرد که 150 میلی گرم هر سه ماه دپومدورکسیxa0 پروژسترون و یا 40- 20 میلی گرم مدروکسی پروژسترون استات خوراکی 95 درصد باعث کاهشxa0رشدموxa0می شود.
4- GnRH agonist :
تولید استروئید را از تخمدان سرکوب می کند لوپرولید استات عضلانی هر 28 روز هیرسوتیزم را درمان می کند اضافه کردن contraceptive یا استروژن به GnRH مانع تحلیل رفتن استخوان و سایر عوارض گر گرفتگی و آتروفی دستگاه تناسلی می شود.
5- دگزامتازون :
برای درمان PCO هایی که دچار هایپروآندروژنیسم فوق کلیوی یا مخلوطی از آن با تخمدان هستند استفاده می شود.
کتوکونازول با دوز پایین 200 میلی گرم در روز غلظت آندروستندیون و تستوسترون آزاد را کم می کند.
6- اسپیرونولاکتون:
نوعی دیورتیک حفظ کننده پتاسیم است اگرچه باعث کاهش تستوسترون و آزاد کل می شود. سرعت رشد خطی روزانه موهای جنسی و قطر تنه را کاهش می دهد. 100- 25 میلی گرم دوبار در روز حداکثر تأثیر را دارد در فاصله 6- 3 ماه، 12- 9 ماه بعد از اسپیرونولاکتون می توان الکترولیز کرد. شایع ترین عارضه بی نظمی قاعدگی است که در 50 درصد بیماران با دوز 200 میلی گرم دیده می شود.
7- سیپروترون استات:
دارای خاصیت آنتی آندروژن قوی است که در موارد شدید هیرسوتیزم وxa0اکنهxa0استفاده می شود. استفاده همزمان این دارو با استروژن مؤثرتر است.
8- متفورمین (گلوکوفاژ):
که با استفاده از دوز 500 میلی گرم سه بار در روز هیپراندروژنیسم را به نحو چشمگیری بهبود می دهد.
9- الکتروکوتر تخمدان :
استفاده از xa0الکتروکوتری تخمدان با لاپاراسکوپ که در بیماران مقاوم به کلومید (کلومیفن) برای درمان نازاییxa0استفاده می شود که با استفاده از سوزن های 8 میلی متری 15- 10 منفذ در تخمدان ایجاد می کنیم که در 73 درصد بیماران تخمک گذاری خود به خود رخ میدهد.


تعریف: لاپاراسكوپی عبارت است از بررسی حفره صفاقی به وسیله یك دوربین كه پس از ایجاد یك پنومو پریتوئن در دیواره شكمی وارد شكم می شود.
با جراحی لاپاراسكوپیك پروسهu200cهای معمول درجراحی انجام میشود به نحوی كه به كاهش ضایعه حاصل از دستكاری انجامیده و بهبودی بیمار تسریع می گردد.
با این شیوه پروسه های جراحی از طریق دستكاری از راه دور در محدوده بسته حفره شكمی یا بیرون صفاقی به وسیله دوربین چشمی یا دوربین های ویدئویی و صفحه تلویزیون انجام میشود.
روند ارزیابی باید شامل بررسی رحم ،كولدوساكهای قدامی و خلفی، سطح تخمدانها و محل قرار گیری آنها و لوله های فالوپ باشد.
تزریق رنگ آبی رقیق از طریق كانولای متصل به سرویكس ،ارزیابی باز بودن لوله ها را امكان پذیر می سازد. یافته های حاصل از جراحی باید به صورت تصویری به ثبت برسندتا بتوان در مشاوره بعد از عمل و نیز برای مراجعات بعدی ،از انها كمك گرفت .لاپاراسكوپی می تواند درجات خفیف تر بیماری انسداد دیستال لوله،چسبندگیهای لگن یا آدنكس و آندومتریوز را كه تاثیر نامطلوبی بر باروری دارند و با HSGxa0 قابل بررسی نیستند ،تشخیص دهد.مهمترین نكته این است كه لاپاراسكوپی امكان درمان بیماری را در زمان تشخیص فراهم میu200cكند.
بنابراین لاپاراسکوپی با دو هدف تشخیصی xa0و درمانی می تواند به کار رود.
مزیتu200cهای لاپاراسكوپی
علاوه بر اجتناب از زخم های بزرگ و دردناك ناشی از دستكاری جراحی سنتی ،لاپاراسكوپیxa0 عمل جراحی را با حداقل ضایعه جداری ،اجتناب از قرار گیری احشا در معرض محیط بیرون ،كاهش دما وخشك شدن با حداقل دستكاری و كشش بافتها و اعضا امكان پذیر می سازد.بنابر این صدمه وارد آمده به بیمار به میزان بسیار زیادی كاهش می یابد
اشكالات و محدودیتu200cهای لاپاراسكوپی
- دردهای شكم و كتف به علت باد كردن شكم با گاز co2 چندان غیر معمول نیست،همچنین آمبولی گازی ،اختلال در عملكرد قلب و عروق ،پنوموتوراكس و افزایش گازكربنیك در خون كه بسیار نادر است.
- ترمیم كامل احشا به خصوص اعضایی كه دارای تومور باشد با محدودیتهای جدی روبرو است.
موارد كنتر اندیكه و عوامل خطرزا
- عدم توانایی عمل بیهوشی عمومی
- xa0خونریزی وسیع كه نیازمند اعمال روشهای سریعبرای نجات جان بیمار باشد( صدمات، تروما،آنوریسم پاره شده،خونریزی پس از جراحی)
- انسداد روده ها
- بیماری قلبی –ریوی شدید
- اختلالات انعقادی
- چاقی
- مشكلات و بیماریهای دیواره شكمی نظیر فتق
- بارداری
مراقبات پس از عمل
- xa0در اعمال جراحی لاپاراسكوپی بدون عارضه ،در و تهوع دو علت عمده شكایت بیماران در 24-12
- xa0ساعت اول پس از عمل می باشد.درد پس از لاپاراسكوپی در مقایسه با جراحی باز كمتر و دوره آن نیز كوتاهتر است.
- xa0مكانهای دردناك عبارتند از:محل زخم،كتف،درد عمومی در ناحیه شكم
- xa0درد حاصل از جراحت را می توان به وسیله تجویز موضعی یك عامل بیهوشی تحت كنترل در آورد.داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی می تواند در كنترل درد مفید باشد.انتخاب داروها و تكنیكهای بیهوشی در ایجاد حالت تهوع و استفراغ پس از عمل جراحی نقش به سزایی دارد.
در بالا گفته شد که با لاپاراسکوپی میتوان آناتومی رحم را مشاهده کرد،لوله های رحمی را چک کرد و به درمان کیست،آندومتریوز و حاملگی خارج رحمی پرداخت.حال چند عکس که حین لاپاراسکوپی xa0ثبت شده است این موارد را بهتر نشان می دهد.
اناتومی طبیعی :
کیست تخمدان :
تخمدان پلی کیستیک :
اندومتریوزیس :
اندومتریوما :
سیستمxa0هورمونی زنان
- xa0هورمون آزادكننده هیپوتالاموسی موسوم به هورمون آزادكننده گنادوتروپین(GNRH).
- هورمونu200cهای جنسی هیپوفیز قدامی موسوم به هورمون محرك فولیكول(FSH) و هورمون مولد جسم زرد(LH) كه در پاسخ به ترشح GNRH از هیپوتالاموس ترشح میu200cشوند.
- هورمونu200cهای تخمدانی، استروژن و پروژسترون كه از تخمدان در پاسخ به دو هورمون جنسی زنانه از هیپوفیز قدامی ترشح میu200cشوند.
این هورمونu200cها در طول چرخه جنسی ماهانه زن بهu200cطور ثابت ترشح نمیu200cشوند، بلكه در زمانu200cهای مختلف چرخه، به میزانu200cهای بسیار متفاوت ترشح میu200cگردند.
هورمونu200cهای تخمدانی
دو نوع هورمون جنسی تخمدان عبارتند از: استروژنu200cها و پروژستینu200cها. به ترتیب استرادیول، مهمu200cترین استروژن بدن و پروژسترون، مهمu200cترین پروژستینu200c بدن میu200cباشد. استروژنu200cها عمدتا باعث پیشرفت تكثیر و رشد سلولu200cهای ویژهu200cای در بدن میu200cشوند كه مسئول تكامل اكثر صفات ثانویه جنسی زنانه میu200cباشند. پروژستینu200cها عمدتا در جهت آمادهu200cسازی رحم و پستانu200cها برای بارداری و شیردهی عمل میu200cكنند.
اعمال استروژنu200cها
كار اصلی استروژنu200cها، ایجاد تكثیر سلولی و رشد بافتu200cهای اندامu200cهای جنسی و سایر بافتu200cهای مرتبط با تولید مثل است.
اثر استروژن روی رحم و اندامu200cهای تناسلی خارجی زن: در كودكی، استروژنu200cها فقط به میزان بسیار كمی ترشح میu200cشوند، اما هنگام بلوغ تحت تأثیر هورمونu200cهای گنادوتروپیك هیپوفیز، میزان آنها تا 20 برابر افزایش میu200cیابد. در این زمان اندامu200cهای جنسی زنانه از حالت بچهu200cگانه به صورت اندامu200cهای بالغ زنانه درمیu200cآیند. اندازه تخمدانu200cها، لولهu200cهای فالوپ، رحم و واژن هر یك چندین برابر میu200cشود. اندامu200cهای تناسلی خارجی نیز بزرگ شده و همراه با آن، چربی در پوبیس و لبu200cهای بزرگ نشست میu200cكند و لبu200cهای كوچك نیز بزرگ میu200cشوند. علاوه بر این استروژن، اپیu200cتلیوم واژن را از نوع مكعبی به شكل مطبق در میu200cآورد كه نسبت به تروما(ضربه) و عفونتu200cها، بسیار مقاومu200cتر است.
اثر استروژن روی پستانu200cها: استروژنu200cها موجب تكامل بافتu200cهای زمینهu200cای پستان، رشد یك سیستم گسترده مجاری و رسوب چربی در پستانu200cها میu200cشوند. آلوئولu200cها یا حبابچهu200cهای پستان تحت تأثیر استروژن كمی رشد میu200cكنند، اما رشد و عملكرد نهایی آنها تحت تأثیر پروژسترون و پرولاكتین، صورت میu200cگیرد.
اثر استروژن بر روی استخوانu200cها: استروژن فعالیت استئوكلاستی را در استخوان مهار کرده و لذا رشد استخوان را تحریك میu200cكند. استروژن، هم روی رشد قدی استخوان تأثیر میu200cگذارد و هم باعث جوش خوردن اپیu200cفیز استخوانu200cهای بلند به تنه آنها میu200cشود.
اثر استروژن بر متابولیسم و نشست چربی: استروژنu200cها میزان متابولیسم كل بدن را مختصری افزایش میu200cدهند. این هورمونu200cها همچنین سبب نشست مقادیر زیادی چربی در بافت زیرجلدی میu200cشوند. در نتیجه، درصد چربی در بدن زنان بسیار بیشتر از مردان كه پروتئین بیشتری دارند، میu200cباشد. چربی در بدن زن، بیشتر در پستان، بافت زیرجلدی و رانu200cها تجمع پیدا میu200cكند.
اعمال پروژسترون
اثر پروژسترون روی رحم: مهمترین عمل پروژسترون، پیشبرد تغییرات ترشحی آندومتر رحم در جریان نیمه دوم چرخه ماهانه جنسی و آمادهu200cسازی رحم برای لانهu200cگزینی تخمك بارورشده میu200cباشد. علاوه بر این، پروژسترون شدت انقباضات رحم را كاهش داده و از این طریق جلوی دفع تخمك لانهu200cگزین شده را میu200cگیرد.
اثر پروژسترون روی لولهu200cهای فالوپ: پروژسترون همچنین موجب افزایش ترشح مخاط پوشاننده لولهu200cهای فالوپ نیز میu200cشود. این ترشحات جهت تغذیه تخم در حال تقسیم در حین عبور از لولهu200cها جهت لانهu200cگزینی در رحم ضروری هستند.
اثر پروژسترون روی پستانu200cها: پروژسترون موجب تكامل لوبولu200cها و آلوئولu200cهای پستان شده و باعث تكثیر، بزرگ شدن و بروز ماهیت ترشحی سلولu200cهای آلوئولی میu200cشود. البته پروژسترون باعث ترشح شیر از سلولu200cهای آلوئولی نمیu200cشود، بلكه شیر به وسیله پرولاكتین از غده هیپوفیز قدامی ترشح میu200cشود
اثر پروژسترون روی سیكل ماهانه جنسی: پروژسترون در زن غیرباردار به میزان بسیار كمی توسط سلولu200cهای فولیكولی تولید میu200cشود، اما در زن باردار، پروژسترون به مقدار نسبتا زیادی به وسیله جسم زرد و جفت ترشح میu200cشود. در اثر ترشح زیاد پروژسترون در دوران بارداری، تخمكu200cگذاری متوقف شده و دورهu200cهای ماهانه جنسی زیر قطع میu200cشوند.
فیزیولوژی قاعدگی:
در طول چرخه یا سیکل قاعدگی، بدن زن برای بارداری احتمالی آماده میu200cشود. این چرخه به وسیله ۴ هورمون تنظیم میu200cشود. هورمون تحریک کننده فولیکول(FSH) و هورمون لوتئینی(LH ) که از غده هیپوفیز ترشح میu200cشوند، باعث بلوغ یک تخمک در یک فولیکول و آزاد شدن آن میu200cشود. تخمک و فولیکول آن، استروژن و پروژسترون ترشح میu200cکنند که باعث ضخیم شدن مخاط رحم میu200cشوند. اگر یک تخمک بارور شود، خود را وارد سطوح داخلی رحم میu200cکند و اگر بارور نشود، در طول قاعدگی به همراه خون و سلولu200cهای حاصل از مخاط داخلی رحم، از بدن خارج میu200cشود. این چرخه حدود ۲۸ روز طول میu200cکشد ولی مدت زمان آن ممکن است از ماهی تا ماه دیگر و از فردی به فرد دیگر فرق کند. یک چرخه قاعدگی کامل این تصویر تغییرات حاصل در آندومتر(مخاط رحم) و تخمـدان را در طی چرخـه قاعدگی نشـان میu200cدهد. تخمک میu200cتواند در زمان تخمک گذاری که از فولیکول آزاد میu200cشود، به وسیله یک اسپرم بارور گردد.
ویژگی های هر سیکل (مدت خونریزی,میزان خونریزی,فاصله بین خون ریزی ها…)شاخص بسیار مهم سلامت تولید مثل زنان میباشد.
طول مدت هر سیکل یا دوره از اولین روز شروع خونریزی تا اولین خونریزی دوره بعد محاسبه میشود که در محدوده سنی 20-45 سالگی به طور متوسط 28+7 روز میباشد. این مدت در 5 سال اول بعد از منارک (اولین سیکل قاعدگی) و 5 سال قبل یائسگی تغیرات چشمگیری را نشان میدهد.
اگر طول چرخه کمتر از 22 روز و یا بیشتر از 35 روز در سه سیکل یا بیشتر باشد (پلی منوره و الیگومنوره) بیانگر اختلالاتی همچون هیپوتیروئید, اختلالات هورمونی و… میباشد که لازم به پیگیری است.
اولین سیکل قاعدگی (منارک) به طور معمول در 12 سالگیxa0 رخ میدهد( در محدوده 8-16 سال)که بستگی به عوامل مختلف از جمله نژاد, ژنتیک, شرایطxa0 زندگی و تغذیه ,منطقه جغرافیایی, وضعیت بهداشت,عوامل روحی و روانی
و … دارد. منارک در کسانی که در حوالی استوا,ارتفاعات پایین , مناطق شهری زندگی میکنند همچنین در افراد چاق و نابینا در سن پایینتر اتفاق می افتد.
اتفاقاتی که در هر سیکل رخ میدهد به واسطه تاثیر متقابل و منظم بین مغز(هیپوتالاموس و هیپوفیز) ,تخمدان و اندومتر رحم میباشد. هرگونه تغییر یا اختلال کوچک که باعث برهم خوردن این نظم شود دلیل بیماری های مختلف ازجمله کیستهای تخمدانی, بلوغ زودرس, میوم های رحمی, سرطانها و… میباشد.
هنگام شروع بلوغ هیپوتالاموس با ترشح هورمون GnRh که از طریق portal vessel xa0با هیپوفیز ارتباط خونی مستقیم دارد باعث تحریک آدنوهیپوفیز شده و هیپوفیز با ترشح LH و FSH و تاثیر بر تخمدان ها باعث ادامه تقسیمات تخمک هایی که داخل تخمدان از زمان جنینی در رحم مادر متوقف شده بوده میشود.در هر سیکل یکی از تخمک ها مرحله بلوغ و تکامل را طی میکند تا زمانی که بارداری رخ دهد و تخمک با لقاح اسپرمxa0 تبدیل به جنین شود و یا تا یائسگی که تخمکهای داخل تخمدان تحلیل میروند و دیگر قابلیت تکامل و باروری را ندارند.
برای بررسی چگونگی فیزیولوژی قاعدگی تخمدان و رحم را که همزمان فعالیت میکنند به طور جدا و خیلی خلاصه بررسی میکنیم:
تغییرات تخمدان ها
1./ فاز فولیکولار
فولیکولهای اولیه که در هفته 10 جنینی تشکیل شده و در همان دوران جنینی تقسیمات اولیه خود را انجام داده و متوقف شده اند در زمان بلوغ تعدادشان به حدود 200-400 هزار عدد میرسد (در مدت زمان باروری فقط 400 فولیکول در تخمک گذاری فعالیت دارند) .
هنگام بلوغ تخمدان تحت تاثیر هورمون LH و FSH مترشحه از هیپوفیز هورمون استروژن تولید کرده فولیکولها ادامه تقسیمات خود را از سر گرفته تکامل پیدا میکنند.سر انجام یکی از فولیکولها که توانسته باشد رشد و تکامل بهتری پیداکند و به عنوان فولیکول غالب انتخاب شده که فولیکول غالب خود از طریق ترشح استرویید و پروتئین های باز دارنده و تنظیم کننده فولیکول باعث مهار رشد دیگر فولیکولها و تحلیل آنها میشود.
2./تخمک گذاری
هر تخمدان از تعدادی واحد ساختمانی به نام فولیكول ساخته شده است كه در هر دوره ماهانه یكی از آنها رشد کرده و یك تخمك را آزاد میu200cسازد. سلول میانی هر فولیكول، سازنده تخمك است و سلولu200cهایی كه اطراف آن قرار دارند، استروژن و كمی پروژسترون ترشح میu200cكنند. سلولu200cهای پیرامون فولیكول از داخل به خارج لایهu200cهای گرانولوزا، پوشش داخلی و پوشش خارجی را میu200cسازند. لایهu200cهای گرانولوزا و پوشش داخلی، نقش ترشحی دارند.
در خانمی با چرخه جنسی طبیعی 28 روزه، تخمكu200cگذاری در روز چهاردهم بعد از شروع قاعدگی روی میu200cدهد. كمی پیش از تخمكu200cگذاری، جدار خارجی برجسته فولیكول، به سرعت متورم میu200cشود و ناحیه كوچكی در مركز كپسول فولیكول به نام استیگما به سمت بیرون برآمده میu200cشود. ظرف 30 دقیقه، مایع فولیكولی از استیگما به بیرون میu200cتراود و حدود 2 دقیقه بعد، استیگما پاره شده و منجر به خروج مایع چسبناكu200cتری كه در مركز فولیكول تجمع یافته، میu200cگردد. این مایع چسبناك حامل تخمك است كه به وسیله تودهu200cای شامل چندین هزار سلول گرانولوزا موسوم به هاله شعاعی احاطه شده است.
حدودا دو روز پیش از تخمكu200cگذاری، میزان ترشح LH از هیپوفیز قدامی به میزان قابل توجهی افزایش میu200cیابد و به 6 تا 10 برابر میu200cرسد و حدودا 16 ساعت پیش از تخمكu200cگذاری، به حداكثر خود میu200cرسد. همزمان FSH نیز به میزان 2 تا 3 برابر افزایش میu200cیابد و با همكاری این دو هورمون، فولیكول متورم میu200cشود. همچنین LH اثر ویژهu200cای روی سلولu200cهای گرانولوزا و تكا دارد و باعث میu200cشود این سلولu200cها بهu200cطور عمده پروژسترون ترشح كنند. بنابراین حدودا یك روز قبل از تخمكu200cگذاری، میزان ترشح استروژن شروع به كاهش میu200cكند در حالی كه ترشح فزاینده پروژسترون آغاز میu200cشود. پس در صورت رشد سریع فولیكول، كاهش ترشح استروژن و شروع ترشح پروژسترون، تخمكu200cگذاری روی میu200cدهد. در ضمن در صورت عدم جهش LH پیش از تخمكu200cگذاری، تخمكu200cگذاری رخ نمیu200cدهد. طی چند ساعت آخر دو اتفاق روی میu200cدهد كه هر دو برای تخمكu200cگذاری ضروری هستند:
الف. كپسول فولیكول شروع به ترشح آنزیمu200cهای پروتئولیتیك از لیزوزومu200cها میu200cكند كه منجر به حل شدن كپسول فولیكول میu200cشود.
ب. همزمان با آن، عروق خونی جدیدی در جدار فولیكول رشد میu200cكنند و همچنین پروستاگلندینu200cها(هورمون موضعی متسعu200cكننده عروق) نیز به بافت فولیكول ترشح میu200cشوند.
این دو اثر، منجر به تراوش پلاسما به درون فولیكول u200cشده و باعث متورم شدن فولیكول میu200cگردد. سرانجام فولیكول در اثر فشار داخل، پاره شده و تخمك خارج میu200cشود. پس از تخمكu200cگذاری، جای خالی تخمك با تكثیر سلولu200cهای هورمونu200cساز پیرامونی پر میu200cشود و در آن برجستگی زردرنگ كوچكی به نام جسم زرد به وجود میu200cآید. سلولu200cهای جسم زرد، پروژسترون و كمی استروژن ترشح میu200cكنند. در صورتی كه بارداری صورت گیرد، جسم زرد تا پایان دوره حاملگی باقی میu200cماند و به ترشح هورمون ادامه میu200cدهد و در این مدت تخمكu200cگذاری و دورهu200cهای ماهانه قطع میu200cشود. اگر لقاح و بارداری صورت نگیرد در پایان دوره ماهانه جسم زرد تحلیل رفته، ترشح هورمونu200cهایu200c آن قطع میu200cشود و با ریزش دیواره رحم یك دوره ماهانه دیگر آغاز میu200cگردد.
3./فاز لوتئال
بعد از تخمک گذاری و با تاثیر LH میزان تولید پروژسترون افزایش پیدا میکند و باعث آماده سازی اندومتر رحم برای باروری, افزایش حرارت پایه بدن و افزایش میل جنسی میشود.
با تخمک گذاری اگر اسپرم در فضای رحم وجود داشته باشد(نزدیکی صورت گرفته باشد) لقاح صورت گرفته و بارداری رخ میدهد اما اگر اسپرم در محیط نباشد بقایای فولیکول پاره تحلیل رفته و از بین میرود.
تغییرات اندومتر رحم
1./فاز تکثیری
در این فاز که همزمان با فاز فولیکولار تخمدان است و حدود روز دوم تا سوم قاعدگی است اندومتر رحم تحت تاثیر هورمون استروژن شروع به بازسازی سلولهای خود که در دوره قبلی ریزش پیدا کرده بودند میکند. در این دوره ترشحات بی رنگ بی بو و رقیق هستند.
2./فاز ترشحی
با تخمک گذاری و افزایش تولید پروژسترون اندومتر از حالت تکثیری به ترشحی تبدیل میشود. در این فاز غدد و عروق اندومتر تکامل بیشتری پیدا کرده و حالت مارپیچ به خود میگیرند.در این مرحله ترشحات رقیق و چسبناک است.
در 2 تا 3 روز آخر سیکل و با کاهش استروژن و پروژسترون و با فعالیت های سلولهای التهابی و پروستاگلاندین ها ,اندومتر دچار ایسکمی و نکروز شده و شروع به ریزش میکند و خونریزی قاعدگی اتفاق می افتد.(حدود 2 هفته بعد از تخمک گذاری)
بدین ترتیب سیکل قاعدگی بعدی آغاز میشود.
هیستروسالپنگوگرافی (HSG)
جهت بررسی علت ناباروری، باید از سلامت اندام تولید مثل اطمینان حاصل شود. «هیستروسالپنگوگرافی» (HSG) یکی از مراحل اصلی بررسیu200cی اولیهu200e ناباروری است. «HSG» تصویربرداری از رحم و لولهu200cای رحمی با استفاده از تزریق مواد کنتراست میباشد و روشی قابل اعتماد، کم خطر، در دسترس و به راحتی برای بیمار قابل تحمل است.
این روش آناتومی لوله ها و رحم را نشان می دهد و علاوه بر کاربرد تشخیصی، اثرات درمانی نیز دارد. گزارش شده که در 30% موارد تا 6 ماه بعد از انجام HSG بارداری خودبخود اتفاق میu200eافتد که احتمالاً به دلیل باز شدن لولهu200cهای رحمی است.
در این روش از مادهu200eی کنتراست محلول در آب استفاده شده و تزریق مادهu200eی کنتراست از طریق کانال سرویکال، اطلاعات دقیقی را در ارتباط با حفرهu200cu200eی رحم، وضعیت لوله های رحمی و ناهنجاری های مادرزادی در اختیار پزشک قرار می دهد. این روش به پزشک در تشخیص درمان کمک می کند.
زمان ایده آل برای انجام HSG، بعد از پایان سیکل قاعدگی و قبل از تخمک گذاری است. دیلاتاسیون ساختمان های وریدی اطراف رحم در دوران قاعدگی، احتمال اینتراوازیشن مادهu200eی حاجب را بیشتر میu200cکند، بنابراین زمان مناسب برای انجام این تست 5 – 2 روز پس از اتمام خونریزی ماهیانه میu200eباشد.
اندیکاسیون های انجام هیستروسالپنگوگرافی:
– ارزیابی و روتین ناباروری (اولیه و ثانویه).
– ناهنجاری های مادرزای رحم.
– سقط مکرر.
– چسبندگی های داخل رحمی و لولهu200cها.
– جراحی لولهu200eها (قبل و بعد از عمل)
– سرویکس نارسا.
– خونریزی های غیرطبیعی.
– آمنورهu200eu200fی ثانویه.
کنتراندیکاسیون های انجام هیستروسالپنگوگرافی:
– بیماری حاد التهابی لگن (عفونت های حاد لگنی) که درمان نشده باشد.
– جراحی رحمی یا لوله های رحمی که اخیرا برای بیمار صورت گرفته باشد.
– خونریزی شدید رحمی.
– شک به حاملگی.
– حساسیت به مادهu200eی حاجب.
در بیمارانی که انتی بادی سرمی کلامیدیا، مثبت بوده و یا سابقهu200cu200eی قبلی بیماری التهابی لگن دارند، استراتژی احتمالی پروفیلاکتیک مصرف 100 mg داکسی سایکلین، دوبار در روز، از دو روز قبل از عکسبرداری به مدت 5 روز است. برای جلوگیری از کرامپu200cهای احتمالی مربوط به انجام هیستروسالپنگوگرافی، از بیمار خواستهu200e میu200cشود تا یک ساعت قبل از انجام آن، داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی استفاده نماید.
تکنیک و مراحل انجام هستروسالپنگوگرافی:
آمادگی بیمار ساده بوده و نیاز به بیهوشی ندارد و معمولاً به خوبی توسط بیمار تحمل میu200cشود. البته بهتر است که محیط کاملاً آرام بوده و روش کار به طور کامل برای بیمار شرح داده شود تا از اضطراب بیمار کاسته شود.
هیستروسالپنگوگرافی معمولاً توسط رادیولوژیست انجام میu200cشود و به طور متوسط 30 – 10 دقیقه طول میu200eکشد. برای انجام این تست فرد به صورت لیتومی بر روی تخت قرار گرفته، سپس اسپکولوم داخل واژن قرار میu200eگیرد.
بعد از شستشوی سرویکس و واژن با بتادین کانولا یا کاتتر داخل سرویکس جاگذاری میu200cشود. حدود 5 – 3 میلی لیتر از مادهu200cی کنتراست با فشار کم به درون رحم و لولهu200eهای رحمی تزریق میu200cشود بعد از تزریق، رادیوگرافی رحم انجام میu200cشود.
به طور روتین، تحت مانیتورینگ فلوروسکوپی حدود 4 تصویر (هر بار با تزریقxa0 3 – 2 u200cسیu200cسی مادهu200eی حاجب) گرفته میu200eشود.
– اولین تصویر در اوایل پرشدگی رحم و جهت بررسی نقص پرشدگی گرفته میu200eشود.
– تصویر دوم در زمان اتساع بیشتر رحم گرفته میu200eشود بهترین زمان ارزیابی شکل رحم در حالت پرشدگی کامل رحم است.
– تصویر سوم جهت ارزیابی لولهu200eها میu200cباشد. زمانی که لوله ها پر شدهu200cاند و انتشار داخل پریتوئن قابل تشخیص است بهترین زمان جهت بررسی انسداد یا عدم انسداد لولهu200eها است.
30 دقیقه پس از خارج کردن اسپکولوم از سرویکس، تصویر چهارم گرفته میشود که جهت بررسی چسبندگی داخل پریتوئن است.
عوارض احتمالی هیستروسالپنگوگرافی:
– درد.
– خونریزی.
– اینتراوازیشن مادهu200eی حاجب به عروق و سیستم لنفاوی.
– واکنش xa0وازوواگال.
– عفونت حاد لگن.
– واکشن آلرژیک.
– عوارض مربوط به دریافت اشعه x.
– سوراخ شدن رحم.
تفسیر هیستروسالپنگوگرافی:
رادیولوژیست بهتر است که در حین انجام پروسجور حاضر باشد. در حین انجام کار به تفسیر و تشخیص بپردازد، تا اینکه به تفسیر تصاویر نهایی تهیه شده توسط تکنسین بپردازد، زیرا تصور تصاویر سه بعدی از ارگانu200eها از یک تصویر نهایی دو بعدی مشکل است. برای تفسیر، بهتر است که دستگاه ژنیتال را به سه ناحیهu200eی: اندوسرویکال، کاویتهu200cی رحم و لولهu200eها تقسیم بندی کرد و هر قسمت را از نظر سایز، شکل، محدوده، نقص پرشدگی، نامنظمی و تجمع مادهu200eی حاجب مورد بررسی قرار داد.
آناتومی رادیوگرافیکی نرمال:
رحم در نمای قدامی خلفی به صورت مثلثی با حاشیه صاف دیده میu200cشود. حاشیهu200eی خارجی حفرهu200eی رحم ممکن است صاف، مقعر یا محدب باشد. اینترنال اوستیوم، بین حفرهu200eی رحم و ناحیهu200eی ایسم میu200eباشد که در برخی از بیماران به طور واضح به صورت منطقهu200fی باریکتر بین این دو ناحیه مخشص میu200cشود.
لولهu200eها را میu200eتوان به 4 قسمت: اینترستیشیال ، ایسمیک ، آمپولاری و فیمبریا تقسیم کرد.
– طول لولهu200eها بین 10 – 14 Cm است. قسمت اینترستیشیال (قسمت اتصال لولهu200cu200eها به رحم) در هیستروسالپنگوگرافی به صورت سایهu200eی باریک در نتیجهu200fی انتقباض اسفنکتر دیده میu200cشود. (
– ناحیه ایستموس لولهu200eی باریک بوده و قطر آن حدود 1 – 2 Cm و به طول 20 mm میu200eباشد.
– ناحیه آمپولاری دیوارهu200eی نازک داشته و پهنu200eترین قسمت لوله است و طول آن حدود 50 mm میu200cباشد.
– در قسمت فیمبریای لوله به پریتوئن باز میu200cشود و به صورت ساختار مجزای رادیوگرافیکی مشخص نیست.
پاتولوژی رحم و لولهu200cها:
پاتولوژی های رحم به دو گروه عمدهu200eی مادرزادی و اکتسابی تقسیم میu200cشود .
پاتولوژی های مادرزادی رحم:
ابنورمالیتیu200eهای مورلین (MDA) طیف وسیعی از مالفورماسیونu200cu200eها را تشکیل میu200cدهد که در نتیجهu200cی نقص در تکامل یا فیوژن و یا جذب سپتوم مجاری مولرین در زمان جنینی میu200cباشد.
انسیدانس MDA حدود %5 – 1/0 گزارش شده است. همراهی این حالت با ابنومالیتیu200eهای دستگاه ادراری شایع است.
خلاصهu200cی یافتهu200eهای HSG در ابنومالیتیu200eهای مولرین:
رحم تک شاخ (Unicornute):
حفرهu200eی رحمی Banana shape میu200eباشد که به یک طرف انحراف دارد. گاهی شاخ فرعی وجود دارد و در صورتی که این شاخ با شاخ اصلی مرتبط باشد HSG قابل رویت است.
رحم دوگانه (Didelphys):
در HSG به صورت دو کانال سرویکال مجزا با دو حفرهu200eی رحمی میu200eباشد که به دو لولهu200eی مجزا منتهی میu200eشود.
رحم دو شاخ (Bicornuate):
شبیه رحم دیدلفیس است، با این تفاوت که یک سرویکس دارد. معمولاً در کاویتهu200eی رحم با زاویهu200eی پهن از هم مجزا شدهu200eاند. (بیشتر از 105 درجه)
رحم سپتوم دار (Septate):
کاویتهu200eی رحم در HSG به صورت دو حفره با نمای V-Sahpe دیده میu200eشود. زاویهu200eی میانی بین دو حفره معمولاً کمتر از 75 درجه میu200eباشد.
متاسفانه تشخیص رحم سپتوم دار از دو شاخ معمولاً به وسیله HSG امکانپذیر نیست، زیرا در بسیاری از رحمu200eهای سپتومu200eدار، زاویه بین 2 حفرهu200eی رحمی بیش از 75 درجه است.
رحم آرکوئیت (Arcuate):
در HSG تعقر در ناحیهu200eی فوندوس دیده میu200cشود و دیامتر عرضی حفرهu200eی رحم کمی بیشتر از رحم نرمال است.
ناهنجاریu200fهای رحمی متأثر از DES :
روش مناسب برای تشخیص این آنومالی، HSG xa0است. کانال اندوسرویکال نامنظم و باریک و حفرهu200eی رحمی با حجم کم و نمای T.Shape دیده میشود.
پاتولوژیu200fهای اکتسابی رحم:
فیبروم:
فیبرومu200eهای اینترامورال یا سابu200cسروزال کوچک ممکن است در HSG مشخص نشوند. اما فیبرومu200eهای بزرگ ممکن است اثر فشاری خارجی بر حفرهu200eu200fی رحم ایجاد کنند و باعث دفورمیتی و بد شکلی کاویتهu200eی رحم شوند. فیبروم ساب موکوزال کوچک به صورت Filling defect دیده میu200eشود.
پولیپ:
پولیپ ممکن است منفرد یا متعدد و با سایزهای متفاوت باشد و در HSG به صورت نقص پرشدگی با حاشیهu200cی مشخص و منظم دیده میu200eشود. حفرهu200eی رحم سایز و شکل نرمال را حفظ میu200eکند.
چسبندگی:
یافتهu200eهای HSG چسبندگی، به صورت نقص پرشدگی با حدود نامنظم در تمام کلیشهu200eها است که با تزریق بیشتر مادهu200eی حاجب از بین نمیu200eu200fرود
آدنومیوزیس:
HSG ممکن است نرمال باشد و یا فقط حدود آندومتر نامنظم باشد اما در برخی بیماران نفود مادهu200eu200fی حاجب به داخل میومتر، نمای لانه زنبوری و Speculate ایجاد میu200eنماید.
سل دستگاه ژنیتال: TB
دستگاه ژنیتال، یکی از علل مهم نازائی در کشورهای در حال توسعه است و HSG یکی از روشu200eهای اصلی در تشخیص این بیماری است. در TB دستگاه ژنیتال در ابتدا لولهu200fها درگیر میu200eشوند و درگیری آنها دو طرفه و غالباً غیرقرینه خواهد بود. در 50% موارد کاویته رحم درگیر میu200cشود.
انسداد لوله شایع ترین علامت TB در HSG میu200cباشد و ایجاد نماهای مختلف می کند.
TB اندومتر نمای غیراختصاصی داشته که از چسبندگی خفیف تا کاملاً شدید همراه با نامنظمی جدار و آسیمتریک شدن کاویتهu200eی رحم ممکن است دیده شود.
اینتراوازیشن در TB شایع است.
هیدروسالپنکس :
یکی از شایعu200cu200eترین ابنومالیتیu200eهای لوله، هیدروسالپنکس است که میu200cتوان یک طرفه یا دوطرفه باشد.
بررسی زایمان، وضع حمل و نفاس طبیعی جهت آشنایی زنان باردار
* علائم شروع زایمان عبارتند از:
درد ناحیه زیر شکم و یا کمر که به تدریج طول مدت درد بیشتر و فاصله بین آن کوتاه تر میشود.
بروز هر نوع ترشح خونی از واژن یا مهبل
آبریزش از مهبل یا واژن
* فرآیند زایمان معمولاً به سه مرحل تقسیم می شود :
مرحلۀ اول : از زمان شروع دردهای زایمانی تا باز شدن کامل دهانۀ رحم می باشد .
مرحلۀ دوم : از باز شدن کامل دهانۀ رحم تا خروج نوزاد می باشد .
مرحلۀ سوم : از خروج نوزاد تا خروج جفت می باشد .
* مرحله اول:
مرحله اول نیز سه قسمت دارد : دردهای ابتدایی، دردهای فعال ، مرحلۀ انتقالی . تمامی مرحلۀ اول ممکن است ۱۲-۱۴ ساعت برای شکم اولها و ۵-۶ ساعت برای مادرانی که قبلاً هم زایمان کرده اند طول بکشد . نیروی انقباضات رحمی ، دهانۀ رحم را باز می کند و میزان این باز شدن معمولاً با سانتیمتر بیان می شود که در معایتۀ داخلی که با یک یا دو انگشت صورت میگیرد ، تعیین می شود . باز شدن کامل دهانۀ رحم ۱۰سانتی متر می باشد .
دردهای ابتدایی : از شروع انقباضات واقعی زایمانی تا هنگامی که دهانۀ رحم ۴ سانتی متر باز شده باشد می باشد .
دهانۀ رحم علاوه بر باز شدن ، نازک هم شده است . این قسمت معمولاً از همۀ مراحل قابل تحمل تر می باشد . و از آنجایی که این قسمت از مرحلۀ اول حدود ۶ ساعت طول میکشد ، بسیاری از خانم ها ترجیح می دهند این مرحله را در منزل به سر ببرند . باز شدن دهانۀ رحم در این مرحله بسیار کندتر از مرحلۀ بعدی است . برای مثال برای عبور ۲ سانتی متر به ۴ سانتی متر زمان بسیار بیشتری می برد تا این که از ۶ سانتی متر به ۸ سانتی متر بروید ، هر چند که در هر دو ، ۲ سانتی متر پیشرفت کرده اید.
درد های فعال : از زمانیست که دهانۀ رحم ۴ سانتی متر باز شده تا هنگامی که به ۷ سانتی متر برسد .
وقتی که دهانۀ رحم ۶ سانتی متر باز شد ، انقباضات بسیار قوی تر گردیده اند و دفعات آنها نیز بتدریج افزایش می یابند و زمان بیشتری به طول می انجامند . برای مثال هر دو دقیقه یک انقباض ۶۰ثانیه ای ممکن است رخ دهد .
مرحلۀ انتقالی : زمانی است که دهانۀ رحم ۸ سانتی متر باز شد تا وقتی که به ۱۰ سانتی متر برسد .
این مرحله به عقیدۀ بسیاری زنان ، دردناک ترین مرحله است و البته خوشبختانه کوتاه ترین مرحله ( معمولاً ۹۰-۲۰ دقیقه طول می کشد ) در این مرحله احساس دفع مدفوع بشما دست می دهد و این نشان می دهد که سر جنین به راست رودۀ شما فشار می آورد و نزدیک زایمان هستید .
سایر علامتهای این مرحله عبارتند از : تحریک پذیری ، نشانۀ خونی ، لرز ، تهوع و استفراغ ، گرفتگی پا و تعریق ( البته ممکن است هیچ یک از این علامتها را نداشته باشید ). سعی کنید بدنتان را شل کنید و نفسهایتان را سریع تر کنید . اگر احساس گیجی می کنید ، درون دستهای بسته تان تنفس کنید . مرتب تغییر وضعیت دهید و در صورت نیاز هیچ اشکالی ندارد که سر و صدا کنید .
ناگهان یک احساس کاملاً متفاوتی به شما دست می دهد . شما یک فشاری در لگنتان حس می کنید و یک تمایل غیر قابل کنترل برای زور زدن به شما دست می دهد . اما اگر دهانۀ رحمتان ۱۰ سانتی متر باز نشده باشد نباید زور بزنید چرا که باعث صدمه زدن به دهانۀ رحم خود می شوید .
با فشارهای شما و انقباضات رحمی ، سر جنین پایین تر می آید و به کف لگن فشار وارد می کند بطوری که با عضلات خارجی این ناحیۀ لگن ، بنام پرینه ، مماس می گردد . همچنانکه سر جنین به آرامی پرینه را متسع می سازد ، شما هم یک احساس ناراحت کننده کشیدگی و سوزش در این منطقه می کنید . خوشبختانه این احساس فقط لحظه ای است چونکه فشار سر جنین به پرنیه یک نوع بی حسی طبیعی ایجاد می کند . این مرحله یک مرحلۀ بسیار بحرانی برای جنین شما می باشد . البته اینجا آخر کار نیست ممکن است این مرحله طولانی شود و تا خروج کامل جنین ۹۰ دقیقه طول بکشد ولی معمولاً کوتاه تر است مخصوصاً اگر در این مرحله عمل چیدن پرنیه ( اپیزیاتومی ) توسط ماما یا پزشک صورت گیرد که باعث می شود مرحلۀ دوم سریع تر انجام شود و فشار کمتری به سر جنین وارد گردد و از پارگی احتمالی عضلات این ناحیه ( که ترمیم آن ها نیز مشکل تر می باشد ) جلوگیری کند .
* جنین در این مرحله چگونه است ؟
با شروع و پیشرفت دردهای زایمانی ، سر جنین ( که در روزها یا هفته های آخر بارداری وارد لگن شده بود ) به عریض ترین قسمت لگن حرکت می کند و در این حین مرتب تغییر وضعیت می دهد و می چرخد و البته به مثانه و راست رودۀ شما بیشتر فشار وارد می شود .
در طیxa0رایمانxa0و بیشتر در مرحلۀ دوم ، جمجمۀ جنین تحت فشار بدن شما قرار می گیرد و بطور مرتب تغییر شکل می دهد . به همین علت اگر سر نوزادتان کشیده به نظر می رسد و یا قسمتی از آن به نظر تغییر شکل یافته می رسد ، نگران نباشید چون این حالت به علت همین فشارهای لگن به سر جنین ایجاد شده است و بعد از یکی دو روز کاملاً برطرف می شود . استخوان های جمجمۀ جنین در همه جا کاملاً سفت نشده اند و نقاط نرمی بنام فونتانل و یا ملاج در جلو و پشت سر نوزاد وجود دارند . این نقاط نرم به استخوان های جمجمه اجازه می دهند که برخی نقاط بر روی هم بخوابند و در مجرای زایمانی بهتر جای گیرند .
بطور طبیعی نوزاد با سر به دنبا می آید . البته می تواند با پاها ، باسن ، صورت و ابرو ( حالتی بین سر و صورت ) نیز به دنیا بیاید ولی مطلوب ترین حالت همان حالت سر می باشد و از حالتهای مختلف سر ، حالتی بهتر و شایع تر از بقیه است که صورت به پشت مادر باشد .
زایمان نوزاد با پاها ( بریچ ) تقریباً ۳% کل زایمان ها را تشکیل می دهد . در این حالت البته زایمان طولانی تر و مشکل تر خواهد بود ( مخصوصاً درد کمر ) . زایمان طبیعی در این حالت هم برای شما دردناک تر خواهد بود ، هم برای جنین پر خطرتر و البته برای ماما یا پزشکتان هم مشکل تر . بیشتر حالتهای بریچ را سزارین می کنند.
* مرحلۀ دوم : تولد نوزاد
برای زایمان احتمالاً شما را به اتاق زایمان و تخت زایمان راهنمایی می کنند ( گاهی با برانکارد می برند ) . احتمالاً تخت زایمانی را در مطب ماما یا پزشکتان دیده اید ، بیشتر شبیه به صندلی بزرگ و بلندی است که دو پایه در انتها دارد که پاهای شما را روی آنها قرار می دهند . ناحیۀ تناسلی شما با مواد ضد عفونی کننده شسته می شود و روی شکم و پاهایتان پارچه های استریلی پهن می گردد .
هنگامی که دهانۀ رحمتان ۱۰ سانتی متر باز شد ، ماما یا پزشکتان به شما می گوید که می توانید به طرف پایین زور بزنید ( معمولاً بطور ناخود آگاه چنین احساسی را خواهید داشت ) . بهتر است زور زدن شما همراه با یک بازدم آهسته باشد . بش از ۶-۵ ثانیه نفستان را حبس نکنید . در صورتی که پس از ۳۰ دقیقه پیشرفتی نکرده اید و جنین نزول نکرده است ( پایین نیامده است ) ، وضعیت سر پا نشستن نیز می تواند کمک کند . نزول جنین در مجرای زایمانی به کمک فشارهای شما و انقباضات ماهیچه های شکمی و دیافراگم ( عضله کف قفسه سینه ) صورت می پذیرد . هر چند این مجرا حدود ۱۰ سانتی متر بیشتر نیست ولی ممکن است ۲۰ دقیقه تا دو ساعت ( در زایمان های مشکل ) طول بکشد تا او این مسیر را طی کند .
هنگامی که سر جنین کاملاً پایین آمد و به پرنیه فشار آورد ، اپیزیاتومی می تواند انجام گیرد . آخرین انقباض قبل از زایمان سر ، احتمالاً باعث یک احساس سوزش و کشیدگی می شود . بعد از تولد سر ، یک شانه و سپس شانۀ بعد و بلافاصله بقیه بدن به دنیا می آید . قسمت مشکل زایمان در درجۀ اول همان سر می باشد . زایمان شانۀ اول نیز مقداری ایجاد درد می کند اما بقیۀ بدن تقریباً به بیرون لیز می خورد .
معمولاً دهان و بینی نوزاد تمیز می شود و شما برای اولین بار صدای گریۀ او را می شنوید ( که هیجان انگیزترین مرحلۀ زایمان و حتی عمرتان می باشد !) در این مرحله نوزاد هنوز از طریق بند ناف به شما متصل است . ماما یا پزشکتان بند ناف را در دست می گیرد و هنگامی که ضربان آن تمام شد اول با دو پنس آن را می بندد و سپس می چیند . سپس یک گیرۀ پلاستیکی در فاصلۀ ۳-۲ سانتی متری شکم نوزاد ، بر روی بند ناف می بندد و بقیۀ آن را می چیند .
از عجایب خلقت است که پس از آن همه سختی و درد و خستگی و احتمالاً بی خوابی ، با تولد نوزاد ، تقریباً همۀ دردها از بین می روند . بخصوص هنگامی که نوزاد کوچک و قشنگ تان را ( که ۹ ماه در انتظار دیدارش بودید ) می بینید ، همۀ درها حتی فراموش می شوند !
البته توجه دارید که کل مدت دردهای ناراحت کننده زایمان طبیعی شاید به اندازۀ مدت یک دندان درد ساده باشد ! ولی متأسفانه همیشه آن چنان از دردهای زایمانی و شدت و مدت آن ها نقل شده است که باعث وحشت مادران جوان می گردد.
* مرحلۀ سوم : خروج جفت
جفت عضوی است که در طول حاملگی به دیوارۀ رحم متصل است و از طریق بند ناف به جنین وصل می باشد . مسئولیت تغذیه و اکسیزن رسانی به جنین و دفع ضایعات جنین به عهده جفت می باشد .
پس از تولد نوزاد ، انقباض رحم متوقف می شود و می تواند پس از آن همه فعالیت کمی استراحت کند . پس از چند دقیقه دوباره منقبض می شود. این انقباضات جفت را از دیوارۀ رحم جدا کرده و آن را به بیرون هدایت می کنند که معمولاً با خروج مقداری خون نیز همراه می باشد .
پس از خروج جفت ، ماما یا پزشکتان اقدام به ترمیم اپیزیاتومی می کند ( در صورتی که انجام شده باشد ) بخیه ها را با نخهای قابل جذب انجام می دهند که در عرض ۲۰-۱۵ روز جذب می شوند . نوزادتان کاملاً بررسی می شود و به شما داده می شود . بهتر است هر چه زودتر او را شیر دهید . این کار هم ارتباط عاطفی نوزاد و مادر را تقویت می کند ، هم جریان شیر زودتر برقرار می شود و هم رحم زودتر به حالت اولیه بر می گردد ( به علت هورمون های مترشحه در اثر مکیدن پستان ) .
حداقل تا دو ساعت در زایشگاه خواهید ماند و ماما یا پرستار آن بخش، خونریزی رحمی شما را کنترل می کند . در صورتی که رحم شما منقبض شد و خونریزی تان کنترل گشت ، شما را به اتاقتان در بخش منتقل می کنند .
هر چند پس از آن همه تلاش احساس خستگی می کنید ولی احتمالاً برای خوابیدن بیش از اندازه هیجان زده هستید و بعد از خبر دادن به فامیل و آشنایان حتماً بیشتر از هر کاری تمایل دارید عضو جدید خانواده تان نگاه کنید و او را تجلیل نمایید و البته هر کسی هم به دنبال شباهت تازه وارد عزیز با خود می باشد .
*مرحله چهارم: مراقبتهای پس از زایمان:
زمان ترخیص بطور معمول در زایمان طبیعی ۲۴ ساعت بعد از زایمان و در سزارین ۷۲ ساعت بعد از زایمان می باشد. شش هفته اول بعد از زایمان دوران نقاهت یا نفاس نامیده می شود. در این مدت نیز لازم است مادر در روز دهم و روز چهلم پس از زایمان به مراکز بهداشتی مراجعه نماید. تا از نظر وجود علائم خطر مورد بررسی قرار گیرد.
* علائم خطر پس از زایمان:
تب و لرز
خونریزی بیش از میزان قاعدگی در هر زمان یا ادامه خونریزی بیشتر از حد لکه بینی بعد از ده روز
درد و ورم ناحیه بخیه ها
هر گونه درد، قرمزی و تورم پستان ها
لمس توده یا درد و تورم و خروج ترشحات چرکی از محل بخیه ها
خروج ترشحات چرکی و بدبو از مهبل
درد زیر دل یا درد ساق پا
بی اختیاری دفع ادرار و مدفوع، درد یا سوزش هنگام ادرار کردن و تکرار ادرار
افسردگی شدید
سرگیجه و رنگ پریدگی
مرور وقایع زایمان :
مرحله اول یا دردهای زایمانی
در این مرحله با شروع انقباضات رحمی، گردن رحم تدریجا نرم و منبسط می شود تا به۱۰ cm برسد. این مرحله خود به مراحل سه گانه فاز ابتدایی، فاز اکتیو و فاز انتقالی تقسیم می شود.
فاز ابتدایی
فاز ابتدایی فازی است که در آن رحم به صورت منظم منقبض می شود. این انقباضات بر خلاف انقباضات براکستون هیکز که نا منظم و بی درد هستند، به تدریج دردناک می شوند.
ریتم و سرعت زایمان در هر خانم باردار ممکن است خصوصیات مخصوص به خود را داشته باشد. بعضی ها حتی متوجه انقباضات اولیه نیز نمی شوند در حالیکه دهانه رحم چندین سانتیمتر باز شده است. وقتی که گردن رحم شروع به باز شدن می کند، وضعیت آن در لگن تغییر می کند و به سمت جلو آمده و نرم می شود. برای اینکه بتوانید تفاوت این دو را بهتر درک کنید نوک بینی خود را لمس کنید، سفت و عضلانی است؛ حالا لبهای خود را لمس کنید، نرم و شل است. سرویکس یا گردن رحم از حالت سفت به حالت شل در می آید.
چه می توان کرد؟
شما می توانید در خانه چرخی بزنید، برای قدم زدن بیرون روید، یک فیلم تماشا کنید، یک حمام گرم بگیرید. چرت بزنید یا استراحت کنید.. تنقلات میل کنید؛ خوراکی های غنی از کربوهیدرات بهترین انتخاب هستند. اگر انقباضات دردناک است، ماساژ و تکنیک های آرامش بخشی و دوش آب گرم مفید واقع می شوند.
فاز فعال
ماما ها و پزشکان فاز فعال را مرحله ای می دانند که در آن سرویکس باز شده و انقباضات شما نزدیک به هم و قوی تر شده اند. سرانجام فواصل سه یا چهار دقیقه ای به فواصل ۶۰ تا ۹۰ ثانیه می رسند و انقباضات شدید می شوند.
چه می توان کرد؟
زمانی که رفتن به بیمارستان یا زایشگاه از ماندن در خانه بهتر به نظر می رسد، موقع عزیمت است. اگر در خانه زایمان می کنید به مامای خود اطلاع دهید. انقباضات پشت سر هم می آیند، وضعیت های مختلف را امتحان کنید تا ببینید در چه وضعیتی احساس راحتی بیشتری می کنید. تمرین تنفس و تکنیکهای آرامش بخشی در این مواقع مفیدند.
توجه کنید که می توانید یک دوش آب گرم بگیرید که برای کاهش درد بسیار مفید است و همچنین زایمان را سرعت می بخشد. حتی می توانید زایمان در وان آب را انتخاب کنید.
گاهی اتفاق می افتد که در طی زایمان باز شدن سرویکس کند شده یا متوقف می شود. در این هنگام قدم زدن، ماساژ و حتی گریه کردن کمک می کند که اضطراب عاطفی از بین رفته و جریان زایمان سریع تر شود. اگر کیسه اب پاره نشده باشد، ماما با پاره کردن کیسه آب، پروسه زایمان را سرعت می بخشد. می توان از مسکن ها و بی حسی های نخاعی هم استفاده کرد.
فاز انتقالی یا مرحله گذر
طی این فاز سرویکس از ۸ تا ۱۰ سانتیمتر باز می شود. هر بار که انقباض زایمانی شروع می شود ۱ تا یک و نیم دقیقه به طول می انجامد و تقریبا هر ۳ دقیقه تکرار می شوند. این مرحله معمولا دوره سختی از مراحل زایمانی است.
چه می توان کرد؟
زایمان بسیار نزدیک است. وضعیت راحتی را برای خود انتخاب کنید. در فواصل انقباضات آرام باشید. تنفس خود را منظم کنید، از بینی نفس بکشید و از دهان بیرون دهید. اشکالی ندارد اگر بخواهید برای تحمل بهتر درد فریاد بزنید.
مرحله دوم یا تولد نوزاد
در این فاز رحم نوزاد را به بیرون می راند تا از کانال زایمانی یا همان واژن به دنیای بیرون بیاید. در این هنگام همراه انقباضات، شما سر نوزاد را بین پاهای خود حس می کنید. در ابتدای انقباض، نوزاد به بیرون رانده شده و انتهای انقباض کمی به داخل کشیده می شود. وقتی سر نوزاد در واژن قرار می گیرد، ماما از شما می خواهد که کمتر فشار بیاورید تا نوزاد به آرامی بیرون آید و ریسک پارگی در شما کمتر شود. اگر شما قبلا زایمان کرده باشید این فاز برای شما ۵ تا ۱۰ دقیقه طول می کشد. اگر زایمان اول شما باشد این فاز ممکن است ساعتها طول بکشد.
چه می توان کرد؟
به بدن خود توجه کنید. وقتی قدرت دارید زور بزنید. سعی کنید هنگام فشار آوردن نفس خود را حبس نکنید. در هر انقباض چندین بار زور بزنید. از کشش زمین استفاده کنید، ایستاده یا در حالت چمباتمه قرار بگیرید. اگر خیلی خسته شده اید، به پهلوی چپ بخوابید. اگر بی حسی نخاعی دارید، ماما به شما می گوید که چه زمانی زور بزنید. احتمالا وی توصیه خواهد کرد تا زمان دیده شدن سر نوزاد زور نزنید.
مرحله سوم یا خروج جفت
شروع این فاز از زمانی است که نوزاد بطور کامل بیرون آمده و در این فاز جفت بیرون می آید. جفت سیستم حمایتی جنین است که مسئول رساندن مواد مغذی به جنین و دفع مواد زائد از آن می باشد. پس از اتمام مرحله تولد نوزاد، انقباضات تا مدت کمی ادامه می یابد . خروج کامل جفت و ضمائم بیش از ۵ تا ۱۰ دقیقه طول می کشد.
چه می توان کرد؟
شما احتمالا این فاز را حس نمی کنید چون تمام توجه شما به نوزاد معطوف است. گذاشتن نوزاد روی قفسه سینه سبب ترشح هورمونهایی می شود که به جدا شدن جفت از رحم کمک می کنند. در این هنگام شما یا بسیار ضعف داشته و یا بسیار هیجان زده هستید. بعضی از مادران به علت زایمان طولانی و دردناک قادر به توجه کافی به نوزاد نیستند. بیشتر خانمها در این مرحله نیاز به استراحت و تغذیه مناسب دارند.
حال نوزاد خود را تحسین می کنید. دستها و پاهای او را بررسی می کنید. او را در بغل می گیرید. اگر می خواهید نوزاد را با شیر خود تغذیه کنید از همین الان شروع کنید. تعجب نکنید اگر نوزاد تمایلی نشان نمی دهد. اگر حتی او را به سینه تان بفشارید کافیست و او خیلی زود به خوردن شیر تمایل پیدا می کند.
*xa0 مزایای زایمان طبیعی بر سزارین:
از نظر پزشکی سزارین یک عمل جراحی بزرگ محسوب می شود و مانند سایر اعمال جراحی نیاز به بیهوشی دارد، خطر ابتلاء به خونریزی، عفونت، احتمال نیاز به انتقال خون و خطرات ناشی از بیهوشی در مادران سزارین شده بیشتر است.
مدت بستری شدن مادر بعد از زایمان طبیعی خیلی کمتر از سزارین است.
مادرانی که زایمان طبیعی دارند در امر شیردهی و دادن آغوز به نوزاد موفق تر هستند. زیرا مادر بلافاصله بعد از زایمان نوزاد خود را در آغوش گرفته و او را شیر می دهد و از همان ابتدا می توان رابطه عاطفی بین مادر و نوزاد برقرار نمود. در حالیکه در زنان سزارین شده نوزاد تا چندین ساعت ازآغوش مادرش دور می ماند.
زایمان طبیعی از نظر اقتصادی به نفع خانواده و جامعه است.
در زایمان طبیعی خانم ها تناسب اندام خود را با انجام ورزش های مناسب سریعتر از مادران سزارین شده بدست می آورند.
زایمان طبیعی و فیزیولوژیک چیست و چگونه محقق میشود؟؟
زنان در طی زایمان به تغذیه روح و حالات روانی نیازمندند تا بدین وسیله بتوانند نتیجه مناسبی برای خود و فرزندشان کسب نمایند.
حمایت روحی روانی و برقراری ارتباط دوستانه و انسانی با مادران باردار که در مراحل زایمانی هســـــتند می تواند نقش موثری بر ترشح هورمونهای درون زاد داشته باشد که همین هورمونهابابرقراری نقش مطلوب خود میتوانند با مسیر طبیعی و مناسب روند زایمان همراه باشند. از آنجا که وجود درد یک سنجش کامل از فرایند زایمان است بسیاری معتقدند که درد مزایای مثبتی برای مادر و کودک دارد .
دانستن این موضوع مادر را برای پذیرش روند طبییعی زایمان آماده تر ساخته و او را مجاب میکند که در زایمان خود مشارکت نموده و به خود و فرزندش کمک نماید.
مادر باردار با تحمل درد زایمان “مادر” میشود و با تجربه این درد ها آگاهی بیشتری برای مراقبت از نوزاد خود را کســــــب میکنــــد.
در درون بدن انسان مواد شبه مورفینی در بخش دستگاه عصبی مرکزی ساخته میشود که در فعالیت هایی شامل اشتها تعدیل خلق و رفتار و تنظیم حرارت نقش دارند .
این هورمونهای مخدر در بدن یک خانم باردار نیز با همین اثرنقش افرینی می کند. بطوریکه از هفته ای دوازدهم بارداری افزایش یافته و سطح این هورمون در طی زایمان بسیار افزایش میابد .
این هورمون ضد استرس باعث افزایش تمرکز و خودآگاهی تغییر در درک زمان و مکان شده و یک فاکـــتور خوب برای احساس خوب کردن است.
یکی دیگر از هورمونها که در روند زایمان نقش بسزایی دارد هورمون “اوکسی توسین”می باشد که باعث انقباضات رحمی می شود .
لازم به ذکر است که از فعالیت های دیگر این هورمون در تخمک گذاری , قاعدگی, فعالیت جنسی, حاملگی و زایمان و شیردهی اشاره نمود.
همانظور که اشاره شد, از نقشهای مهم اوکسی توسین در زایمان ایجاد انقباضات رحــمی , کاهش حساسیت به درد میشود به عبارتی این هورمون با این اثرات , “هورمون عشق ” است .
عوامل موثر بر ثرشح اوکسی توسین تحریک سینه ، فشار سر جنین بر گردن رحم و اتساع میان دوراه در طی خروج جنین , ارتباط پوست به پوست و ارتباط چشمی می باشد
عواملی که در کاهش اوکسی توسین نقش دارند عبارتند از:
ناراحتی, اضطراب و ترس ,وجود آدرنالین (هورمون جنگ و گریز) , داروهای مخدر و بی حسی اپیدرال, وجود داروهای سنتز شده اوکسی توسیک میباشد.
هرچه ترس و اضطراب پایین تر باشد زایمان سریعتر و هرچه اوکسی توسین بالاتر باشد کارایی و اثر بخشی مطلوب رحم صورت میگیرد.
در روند زایمان طبیعی و فیزیولوژیک هدف برآن است تا انقباضات رحمی خود به خود شروع شده و در طی روند زایمان کمترین مداخلات دارویی و غیرضروری صورت گیرد
تا بدین شکل فرایند زایمان مطلوب پیش رفته و انجام گیرد. پس بی تحرکی , تغذیه ناکافی , عدم حمایت روحی کافی,ترس و استرس اثرات سوء در عملکرد زایمان داشته و درد زایمان را تشدید خواهد کرد .
در زایمان فیزیولوژیک بدون هیچ مداخله ای و صرفا با اعمال تکنیک های کاهش درد از جمله : تکنیک های تنفسی، آب درمانی، گرمادرمانی ، ماساژتراپی ، آروماتراپی و … میتوان در راستای افزایش پیشرفت زایمان اقدام نمود.
مراقــبــتـــهای مــوثــر در زایـــشگاه و زایــــمان :
در شرایطی مراقبتهای موثری برای مادر باردار فراهم میشود که بصورت One-to-One Care باشد یعنی هر مادری بطور فردی مراقبت شود تا با برقراری ارتباط چشمی ، کلامی و عاطفی مناسب , مادر در کمال ارامش در جریان زایمان قرار گیرد.
اجرای تور در زایشگاه جهت بازدید و دیدن زایشگاه قبل از زایمان نیز در اشنا شدن مادر باردار به فضای زایشگاه و ارتباط برقرار کردن با محیط حس ارامش بیشتری ایجاد خواهد کرد
اعمال روشهای کاهش استرس در زمان زایمان در زایشگاه نیز از عوامل موثر دربهبود سطح مراقبتها میباشد.
ناباروری یکی از بحران های مهم زندگی است که زندگی زناشوئی را تحت تأثیر قرار می دهد و بطور تقریبی گفته می شود از هر 10زوج یکی به ناباروری دچار می شود.
xa0
با توجه به مشکل زوج های نابارور شامل کاهش رضایت جنسی _ احساس انزوای اجتماعی _ حساسیت نسبت به نگرش جامعه _ ترس از پیامدهای مراحل تشخیص و درمان و ناامیدی از نتایج روش های درمانی _ مشکلات مربوط به فرزند خواندگی و گاهاً ازدواج مجدد، به منظور نتیجه بخش تر بودن درمان های پزشکی ناباروری، مشاوران مامائی با حضور مؤثر خود می توانند در مراحل مختلف قبل و حین و در صورت نیاز پس از درمان ناباروری ، خدمات درمانی و مشاوره ای خود را ارائه دهند.
تعریف ناباروری (Infertility)
از نظر متخصصان علومxa0ناباروری زوجی نابارور می باشند که اگر ۱۲ ماه پس ازxa0تصميم جهت داشتن فرزندxa0عليرغم انجام فعاليت جنسی طبيعی و بدون استفاده از روشهای پيشگيری، باردار نشوند. البته اين تعريف مربوط به شرايطی می باشد که زن زير 35 سال سن دارد و اين مدت برای زن بالای 35 سال 6 ماه می باشد. البته ناتوانی درxa0نگه داشتن حاملگی جهت يک تولد زنده نيز ناباروری تلقی می شود. معمولاً، زوجهای جوان سالم در طی يک دوره تخمک گذاری (يکماه) 20% شانس حاملگی دارند.
ناباروری اوليه و ناباروری ثانويه (Primary vs. Secondary infertility)xa0
زوج هايی با ناباروری اوليه به بيمارانی اطلاق می شود که سابقه حاملگی ندارند ولی در مقابل بيماران با ناباروری ثانويه زوج هايی هستند که در گذشته باروری موفق داشته اند و ناباروری را پس از حاملگی های قبلی تجربه می نمايند.
ميزان شيوع (Prevalence)
ناباروری علل مختلفی دارد و در بسياری از بيماران, ناباروری ممکن است بيش از يک علت داشته باشد. ناباروری ممکن است به دليل مشکلات مردان ، مشکلات زنان و يا اينکه توجيه مشخصی برای آن وجود نداشته باشد.
تخمين زده می شود از هر 7 زوج يک زوج دارای مشکل ناباروری می باشد و اينxa0آمار در کشورهای مختلف تقريبا مشابه است وxa0ميزان توسعه يافتگی يک جامعهxa0تفاوت چندانيxa0درxa0ميزان آن ايجاد نمی کند.
25-40 % از ناباروری ها بدليل مشکلات مربوط به ناباروری مردان گزارش شده است در حالی استxa0که ناباروری هايxa0توجيه نشدهxa0 علت 10% از ناباروری ها می باشد.xa0مشکلات ناباروری زنان 50-45 % از مشکلات راxa0به خود اختصاص دادهxa0است. در 10% موارد مشکل مربوط به زوجین میباشد.
علل ناباروري در زنان
xa0
xa01) علل تخمدانیxa0 40-30%
- PCOD یا سندرم تخمدان پلی کیستیک
- هیپوگنادیسم هیپرگنادوتروپیک یا نارسایی زودرس تخمدان
- هیپوگنادیسم هیپو گنادوتروپیک
- نارسایی فاز لوتئال
xa0 2) اختلال در لوله هاي رحميxa0 26%
در بعضي زنان، لوله هاي رحمي به طور كامل و يا ناقص بسته است. در نتيجه اسپرم به تخمك نمي رسد. بسته بودن لوله هاي رحمي مي تواند به دليل عفونت، آندومتريوز و يا چسبندگي هايي پس ازعمل جراحي باشد. همچنين ممكن است اين لوله ها پس از يك حاملگي خارج رحمي بسته شوند. در كشورهاي در حال توسعه نسبت به كشورهاي توسه يافته به علت شيوع بيماري هاي عفوني دستگاه توليدمثلي، ميزان اختلال در لوله هاي رحمي بيشتر است. به طور كلي 30% علل ناباروري زن ها مربوط به اختلال در لوله هاي رحمي است .
xa0 3) آندومتريوز 13%
آندومتريوز، حالتي است كه در آن سنگفرش رحم (آندومتر)u200c رشد می کند و از رحم هم فراتر مي رود و لوله هاي رحمي را نيز مي پوشاند و حتي آنها را مي بندد و در عمل تخمك گذاري اختلال به وجودمي آورد. آندومتريوز علت 13% موارد ناباروري استxa0 و حدود 70% زنان داراي آندومتريوز، نابارور هستند.
xa0
xa0 4)u200c اختلالات رحمیxa015%
- xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 سندرم اشرمن
- xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0لیومیوم رحمی
- xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 پولیپ رحمی
5) u200c مشكلات دستگاه ايمني بدن
مشكلات مربوط به دستگاه ايمني بدن و عوامل ايمونولوژيك نقش مهمي در ايجاد ناباروري دارند. تشخيص و درمان اينگونه بيماران مشكل است. در بعضي خانم ها،u200c عليه اسپرم مرد ماده اي بنام آنتي بادي ترشح مي شود كه اسپرم ها را از بين مي برد و يا آنها را غيرفعال مي كند و يا حتي سبب سقط خود به خود در بعضي از بارداری ها مي شود.
u200c
علل ناباروری در مردان
xa0
1)اختلالات مربوط به اسپرم
به طور طبيعي، در بيضه مرد اسپرم توليد مي شود و به هنگام انزال از وي خارج مي شود. اگر در موارد زير اختلالي باشد، شانس لقاح كم شده و مرد نابارور محسوب مي شود.
xa0
- u200cتعداد كم اسپرم ( الیگواسپرمیا )
- عدم وجود اسپرم ( ازواسپرمیا )
- عدم بلوغ اسپرم (پره مچوریتی)
- شكل غيرطبيعي اسپرم ( تراتواسپرمیا )
- عدم توانايي حركت مناسب اسپرم ( استنواسپرمیا )
xa0
عواملي كه بر تعداد،xa0 شكل،u200c بلوغ و حركت اسپرم تأثير منفي دارند عبارتند از:
xa0
- بيماري هاي عفوني: بيماري هاي عفوني با شرايط التهابي نظير بيماري اوريون سبب عفونت مجاري تناسلي يا التهاب و از بين رفتن بيضه ها در مرد مي شوند. حدود 25% مرداني كه بعد از بلوغ دچار اوريون مي شوند نابارور مي شوند.
- اختلالات هورموني سبب حدود 5-2% مشكلات ناباروري در مردان مي شود. توليد نامناسب هورمون هاي FSH و LH بر توليد هورمون مردانگي يا تستوسترون و توليد اسپرم تأثير دارند.
- مشكلات مربوط به دستگاه ايمني بدن
- در بدن بعضي مردان عليه اسپرم خودشان ماده اي به نام آنتي بادي توليد مي شود كه سبب كاهش حركت اسپرم يا به هم چسبيدن آنها مي شود.
2)u200c ناهنجاري هاي مربوط به ساختمان بدن
- بستهxa0بودن لوله هاي خروج اسپرم (دفران، اپيديديم)u200c سبب ناباروري در مردان مي شود . بسته شدن لوله هاي خروج اسپرم مي تواند به علل مادرزادي، نقص ژنتيكي، عفونت ها يا التهاب هاي دستگاه ادراري – تناسلي باشد. البته جاي جراحي هاي قبلي نيز مي تواند اين لوله ها را ببندند.
- واريكوسل: در اين حالت رگهاي درون كيسه بيضه متسع مي شود و كيفيت اسپرم كاهش مي يابد.
- عوامل ديگري نظير ناتواني جنسي و يا انزال زودرس نيز مي تواند عامل ناباروريxa0 در مردان باشد
xa0علل ناباروری ژنتیکی
علل ناباروری اعم از مشکلات هورمونی و چاقی تا غیر طبیعی بودن سلول های جنسی (تخمک و اسپرم) همگی می تواند به نوعی تحت تاثیر عوامل ژنتیکی باشد. برای مثال استعداد چاقی، ابتلا به عفونت و حتی لزوم انجام یک جراحی که به ناباروری می انجامد همگی هر چند کوچک می توانند به عوامل ژنتیکی مربوط باشند. امروزه مطالعات بر روی ژنهای خاص در انسان و مدل های آزمایشگاهی تا حدودی تاثیر عوامل ژنتیکی بر ناباروری را آشکار ساخته اند.
بعضی از عوامل ژنتیکی بر ناباروری مردان تاثیر می گذارند، در حالی که بعضی عوامل دیگر بر روی هر دو جنس و یا فقط بر روی زنان تاثیر گذارند. برای مثال جابجایی های کروموزومی می تواند بر روی مردان و زنان تاثیر بگذارد اما سندروم کلاین فلتر که در آن ترکیب کروموزوم های جنسی به صورت XXY در می آید تنها مختص مردان است و سندروم ترنر که در آن بیمار فقط دارای کروموزوم جنسی X است تنها مختص زنان است.
عوامل ناشناخته
گاه ممكن است پس از يك معاينه دقيق پزشكي، زن و شوهر كاملاu200c سالم تشخيص دادهxa0 شوند ولي به علل ناشناخته بارور نشوند. اگرچه معمولا بعد از دو سال تعداد زيادي از اين زوج ها بچه دار مي شوند، اما تعدادي از آنها حتي بعد از گذشت سه سال بدون استفاده از روش هاي پيشگيري بچه دار نمي شوند، در اين صورت بايد تحت درمان قرار بگيرند.












